خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بیانگر احساسات عمیق ناامیدی، رنجش و جدایی از معشوق است. شاعر از جفاهای معشوق میگوید و اینکه با وجود همهی دردها، آنها را در سینه پنهان کرده و اکنون با دلی شکسته و پر از خون، راهی دیگر شدهاند.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و غمگینانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲۷۷ - به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم
به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم
دعای دولتت گفتیم و رفتیم ۱
ز روی خویش کردی دور ما را
چو گیسویت برآشفتیم و رفتیم ۲
جفاهای ترا با کس نگفتیم
درون سینه بنهفتیم و رفتیم ۳
چو غنچه بس که پر خون شد دل ما
چو گل ناگاه بشکفتیم و رفتیم ۴
به خود بیرون نمی رفتم از این در
ولی خود را به در رفتیم و رفتیم ۵
به عهدت خواب خوش هرگز نکردیم
کنون آسوده دل خفتیم و رفتیم ۶
ندارد قوت رفتار خسرو
میان سیل خون افتیم و رفتیم ۷
دعای دولتت گفتیم و رفتیم ۱
ز روی خویش کردی دور ما را
چو گیسویت برآشفتیم و رفتیم ۲
جفاهای ترا با کس نگفتیم
درون سینه بنهفتیم و رفتیم ۳
چو غنچه بس که پر خون شد دل ما
چو گل ناگاه بشکفتیم و رفتیم ۴
به خود بیرون نمی رفتم از این در
ولی خود را به در رفتیم و رفتیم ۵
به عهدت خواب خوش هرگز نکردیم
کنون آسوده دل خفتیم و رفتیم ۶
ندارد قوت رفتار خسرو
میان سیل خون افتیم و رفتیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷۶ - بیا ساقی که ما در می فتادیم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷۸ - همی دزدی ز من اندام چون سیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.