هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، رنج، جدایی و تضادهای درونی است. شاعر از ناتوانی در ابراز عشق، رنج دوری از معشوق و تعارض بین آزادی و عشق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به هنر شاعری و چالشهای آن دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'خیالت جان به یک تن' و 'چشم او ترکی ست مست و خنجر خونی به دست' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۳۳۱ - بخت گویم نیست تا پیش تو سربازی کنم
بخت گویم نیست تا پیش تو سربازی کنم
تو به جان چوگان زنی، گر من سراندازی کنم ۱
پوستی دارم که در وی نقد هستی هم نماند
با خریداران غم چون کیسه پردازی کنم؟ ۲
با خیالت جان به یک تن، کی روا باشد که من
با فرشته دیو راخانه به انبازی کنم ۳
شرم باد ار جان دشمن کشته را گویم غمت
پیش دشمن کی سزد کز دوست غمازی کنم؟ ۴
چند نالانم درین ویرانه دور از کوی تو
من نه آن مرغم که با بلبل هم آوازی کنم ۵
آفتابم در پس دیوار هجران ماند و من
سایه را مانم که با دیوار همرازی کنم ۶
چشم او ترکی ست مست و خنجر خونی به دست
وه که با این مست خونی چند جانبازی کنم؟ ۷
سرو گفتش «خط دهم از سبزه پیش بندگیش
گر ز آزادی برم با خود سرافرازی کنم » ۸
هر کسی گوید که «گو حال خودش، خسرو، به شعر»
دل کجا دارم که دعوی سخن سازی کنم ۹
تو به جان چوگان زنی، گر من سراندازی کنم ۱
پوستی دارم که در وی نقد هستی هم نماند
با خریداران غم چون کیسه پردازی کنم؟ ۲
با خیالت جان به یک تن، کی روا باشد که من
با فرشته دیو راخانه به انبازی کنم ۳
شرم باد ار جان دشمن کشته را گویم غمت
پیش دشمن کی سزد کز دوست غمازی کنم؟ ۴
چند نالانم درین ویرانه دور از کوی تو
من نه آن مرغم که با بلبل هم آوازی کنم ۵
آفتابم در پس دیوار هجران ماند و من
سایه را مانم که با دیوار همرازی کنم ۶
چشم او ترکی ست مست و خنجر خونی به دست
وه که با این مست خونی چند جانبازی کنم؟ ۷
سرو گفتش «خط دهم از سبزه پیش بندگیش
گر ز آزادی برم با خود سرافرازی کنم » ۸
هر کسی گوید که «گو حال خودش، خسرو، به شعر»
دل کجا دارم که دعوی سخن سازی کنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳۰ - هر شبی چون یاد آن رخسار گلناری کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳۲ - بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.