خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هیچ صدایی حتی صدای زهره و ماه به اندازه صدای معشوق برایش دلنشین نیست. او از بیخوابیهای شبانه و اشتیاقش برای شنیدن صدای معشوق میگوید و حتی حاضر است قربانی شود. شاعر همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از تأثیر عمیق او بر روح و روان خود سخن میگوید.
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند قربانی شدن و عشق شدید نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۲۰ - گر خود سخن ز زهره و از ماه بشنوم
گر خود سخن ز زهره و از ماه بشنوم
نبود چنان کز آن بت دلخواه بشنوم ۱
بیخوابیم بکشت، وه از من که هر شبی
بنشینم و فسانه آن ماه بشنوم ۲
تیغم زن، ای رقیب، که قربان شوم ترا
آن دم که من روارو آن ماه بشنوم ۳
آواز ارغنون ندهد ذوقم آن چنان
کاواز پای اسب تو ناگاه بشنوم ۴
دل پاره های خون فگند همچو برگ گل
چون بوی تو ز باد سحرگاه بشنوم ۵
خود را کنم سپند و نخواهم ترا گزند
از عاشقان چو بر در تو آه بشنوم ۶
مدح و ثنا خسرو خوبان که گفته ای
خسرو بخوانش تا من گمراه بشنوم ۷
نبود چنان کز آن بت دلخواه بشنوم ۱
بیخوابیم بکشت، وه از من که هر شبی
بنشینم و فسانه آن ماه بشنوم ۲
تیغم زن، ای رقیب، که قربان شوم ترا
آن دم که من روارو آن ماه بشنوم ۳
آواز ارغنون ندهد ذوقم آن چنان
کاواز پای اسب تو ناگاه بشنوم ۴
دل پاره های خون فگند همچو برگ گل
چون بوی تو ز باد سحرگاه بشنوم ۵
خود را کنم سپند و نخواهم ترا گزند
از عاشقان چو بر در تو آه بشنوم ۶
مدح و ثنا خسرو خوبان که گفته ای
خسرو بخوانش تا من گمراه بشنوم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱۹ - دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲۱ - رو زردی از من است ز چشم سیه گرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.