هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه از عشق و وفاداری بیقید و شرط خود به معشوق سخن میگوید. او با وجود رنجها و غمهای فراوان، حاضر به ترک این عشق نیست و حتی مرگ را برای حفظ این رابطه میپذیرد. شاعر از شکستهای عاطفی گذشته یاد میکند اما همچنان امیدوار به وصال معشوق است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات به رنج و مرگ نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شماره ۱۴۵۹ - چو من ز دوست به داغ درونه خرسندم
چو من ز دوست به داغ درونه خرسندم
نه دوستی بود، ار دل به همرهی بندم ۱
اگر به تیغ ببرند بند بند مرا
تو ذکر وصل خودم کن که باز پیوندم ۲
چو مو که برکنی و باز روید، آن غم تست
که باز رست به دل هر پیش که برکندم ۳
هزار کوه غم ار بر دلم نهی، بکشم
غبار خنگ تو بر دامن تو بربندم ۴
ز بهر کشتن خویشش حیات خواهم و بس
اگر حیات دهد بعد ازین خداوندم ۵
رو مدار که از دیدنت شوم محروم
چنین که من به جمال تو آرزومندم ۶
دل شکسته خسرو تهی کنم یک بار
شوند محرم اگر دل شکسته ای چندم ۷
نه دوستی بود، ار دل به همرهی بندم ۱
اگر به تیغ ببرند بند بند مرا
تو ذکر وصل خودم کن که باز پیوندم ۲
چو مو که برکنی و باز روید، آن غم تست
که باز رست به دل هر پیش که برکندم ۳
هزار کوه غم ار بر دلم نهی، بکشم
غبار خنگ تو بر دامن تو بربندم ۴
ز بهر کشتن خویشش حیات خواهم و بس
اگر حیات دهد بعد ازین خداوندم ۵
رو مدار که از دیدنت شوم محروم
چنین که من به جمال تو آرزومندم ۶
دل شکسته خسرو تهی کنم یک بار
شوند محرم اگر دل شکسته ای چندم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵۸ - چنین که غمزه خوبان نشست در کینم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶۰ - به دیده ای که ترا دیده ام نمی یارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.