هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، غم، فتنههای زندگی، و از دست دادن دین و تقوا در اثر عشق به معشوق سخن میگوید. شاعر از اسارت در بند عشق، گذر عمر بیثمر، و رویاهای پریشان خود مینالد و در نهایت اعلام میکند که حتی با از دست دادن همه چیز، باز هم عشق را برمیگزیند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به فتنه، اسارت، و از دست دادن دین ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تحلیل داشته باشد.
شماره ۱۴۵۸ - چنین که غمزه خوبان نشست در کینم
چنین که غمزه خوبان نشست در کینم
مدان که یک نفس ایمن ز فتنه بنشینم ۱
حلال باد چو می خون من بر آن ساقی
که غرقه کرد به یک جرعه تقوی و دینم ۲
چنان اسیر بتم کم ز قبله نیست خبر
ز من حکایت بطحا مپرس کز چینم ۳
گذشت عمر و عمارت نمی پذیرد، از آنک
خراب کرده نظاره نخستینم ۴
به بوستان نروم کان هوس رخت نگذاشت
که دل کشد به سوی ارغوان و نسرینم ۵
خوش است گریه و آن هم نه گوهری ست، کزو
مفرحی بتوان ساخت بهر تسکینم ۶
به خواب دیده ام امشب که در کنار منی
چه خوابهای پریشانست این که می بینم ۷
هنوز با تو مقام دو کون خواهم باخت
اگر چه مهره ز نطع حیات برچینم ۸
بکش به تیغ که راضیست خسرو مسکین
مکش ز بهر خدا از زبان شیرینم ۹
مدان که یک نفس ایمن ز فتنه بنشینم ۱
حلال باد چو می خون من بر آن ساقی
که غرقه کرد به یک جرعه تقوی و دینم ۲
چنان اسیر بتم کم ز قبله نیست خبر
ز من حکایت بطحا مپرس کز چینم ۳
گذشت عمر و عمارت نمی پذیرد، از آنک
خراب کرده نظاره نخستینم ۴
به بوستان نروم کان هوس رخت نگذاشت
که دل کشد به سوی ارغوان و نسرینم ۵
خوش است گریه و آن هم نه گوهری ست، کزو
مفرحی بتوان ساخت بهر تسکینم ۶
به خواب دیده ام امشب که در کنار منی
چه خوابهای پریشانست این که می بینم ۷
هنوز با تو مقام دو کون خواهم باخت
اگر چه مهره ز نطع حیات برچینم ۸
بکش به تیغ که راضیست خسرو مسکین
مکش ز بهر خدا از زبان شیرینم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵۷ - نیامده ست به چشم آدمی بدین سانم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵۹ - چو من ز دوست به داغ درونه خرسندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.