هوش مصنوعی: شاعر در این متن از معشوق خود می‌خواهد که به او توجه کند، با او مهربان باشد و رنج‌های عشق را تسکین بخشد. او زیبایی معشوق را توصیف می‌کند و از جفاهای او شکایت دارد، اما در نهایت خواهان دیدار و محبت اوست.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی پایه نیاز دارند.

شماره ۱۵۱۲ - شبی با ما خیال خویشتن را میهمان گردان

شبی با ما خیال خویشتن را میهمان گردان
ز باغ عارض خود مجلسم را بوستان گردان ۱

به زیبایی و رعنایی برون آ یک ره از خانه
ز رخ بنما گلستان و ز قد سرو روان گردان ۲

هوس دارم از آن نرگس نگاهی، سوی من بنگر
چو چشم ناتوان خود مرا هم ناتوان گردان ۳

خدا را چند سوزم ز آتش بی مهری آن مه؟
بده صبری مرا یا با من او را مهربان گردان ۴

غم عشق تو دارد پایمالم تا شوم کشته
تو هم با او جفا را بهر قتلم هم عنان گردان ۵

چه پنهان می شوی، بنمای روی خویش خلقی را
چو خسرو هر طرف از عشق خود بی خانمان گردان ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۱۱ - مرا قامت چو چوگان است و سر چون گوی سرگردان
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱۳ - وصیت می کنم، گر بشنود ابرو کمان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.