خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از دیدار یار، بوسهزدن، نظارهکردن و عشق بیقید و شرط میگوید و حتی حاضر است به خاطر عشق جان خود را فدا کند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههایی مانند 'زخم بوسه' و 'کشتن' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۵۲۳ - خوش آمد با توام دیدار کردن
خوش آمد با توام دیدار کردن
نظر در روی چون گلنار کردن ۱
کشیدن باده بر روی تو، وانگاه
تماشای گل و گلزار کردن ۲
چه خوش باشد ترا از خواب مستی،
به زخم بوسه ها بیدار کردن ۳
ز من در پیش تو کاری نیابد
به جز نظاره دیدار کردن ۴
نیارم از لبت دل را جدا کرد
که نتوان خون ز خون بیزار کردن ۵
به جرم عشق اگر خونم بریزند
نخواهم هرگز استغفار کردن ۶
به شمشیری نگردم منکر از عشق
ز تو کشتن، ز من اقرار کردن ۷
مگو خسرو که اینها گفتنی نیست
نمی شاید سخن بسیار کردن ۸
نظر در روی چون گلنار کردن ۱
کشیدن باده بر روی تو، وانگاه
تماشای گل و گلزار کردن ۲
چه خوش باشد ترا از خواب مستی،
به زخم بوسه ها بیدار کردن ۳
ز من در پیش تو کاری نیابد
به جز نظاره دیدار کردن ۴
نیارم از لبت دل را جدا کرد
که نتوان خون ز خون بیزار کردن ۵
به جرم عشق اگر خونم بریزند
نخواهم هرگز استغفار کردن ۶
به شمشیری نگردم منکر از عشق
ز تو کشتن، ز من اقرار کردن ۷
مگو خسرو که اینها گفتنی نیست
نمی شاید سخن بسیار کردن ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۲۲ - شبی بخرام و مه را کار بشکن
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲۴ - بر آن رویی که نتوان می گرفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.