هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و بیوفایی یار خود مینالد. او از شبهای بیدار و نالههای زار خود میگوید و از این که یارش به او توجهی ندارد، شکایت میکند. شاعر حتی از مرگ و جدایی میگوید و ابراز میکند که حاضر است جان خود را فدا کند. در نهایت، او به رقیب خود هشدار میدهد و از درد درونی خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه، درد فراق، و اشارههای غیرمستقیم به مرگ و رنج عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۱۵۳۶ - ماهی گذشت و شب نخفت این دیده بیدار من
ماهی گذشت و شب نخفت این دیده بیدار من
یادی نکرد از دوستان یار فرامش کار من ۱
فریاد شبهایم چنین کز درد می آرد خبر
بسیار دلها خون کند، این ناله های زار من ۲
زین بخت بی فرمان خود در حیرت مرگم، دمی
بیرون نیاید چون کنم این جان بدکردار من ۳
یار ار چه از چشم نکو دیدن نمی آرد مرا
ای دیده بد، کور شو، گر ننگری در یار من ۴
هان، ای رقیب، ار می کشی هم بر کفش نه تیغ را
مانا که شرمی آیدت از دیده خونبار من ۵
بر جان من آخر هنوز، از چیست، بر آمد گره؟
بس نیست این کان زلف زد چندین گره در کار من ۶
گر تو نیآزاری، بگو تا خویش را قربان کنم
چه پرسی از آزار دل، می بین به جان زار من ۷
من خون خود کردم بحل، زان گونه کت باید، بکش
باشد که خشمت کم شود، ای کافر خونخوار من ۸
گفتی که راز این درون سوزی ندارد آنچنان
تو راست می گویی، ولی پیداست از گفتار من ۹
یادی نکرد از دوستان یار فرامش کار من ۱
فریاد شبهایم چنین کز درد می آرد خبر
بسیار دلها خون کند، این ناله های زار من ۲
زین بخت بی فرمان خود در حیرت مرگم، دمی
بیرون نیاید چون کنم این جان بدکردار من ۳
یار ار چه از چشم نکو دیدن نمی آرد مرا
ای دیده بد، کور شو، گر ننگری در یار من ۴
هان، ای رقیب، ار می کشی هم بر کفش نه تیغ را
مانا که شرمی آیدت از دیده خونبار من ۵
بر جان من آخر هنوز، از چیست، بر آمد گره؟
بس نیست این کان زلف زد چندین گره در کار من ۶
گر تو نیآزاری، بگو تا خویش را قربان کنم
چه پرسی از آزار دل، می بین به جان زار من ۷
من خون خود کردم بحل، زان گونه کت باید، بکش
باشد که خشمت کم شود، ای کافر خونخوار من ۸
گفتی که راز این درون سوزی ندارد آنچنان
تو راست می گویی، ولی پیداست از گفتار من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳۵ - سودای خوبان کم نشد، زین جان غم فرسود من
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳۷ - ماه هلال ابروی من عقل مرا شیدا مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.