هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از عشق نافرجام و جفای معشوق رنج می‌برد. شاعر از فراق، بی‌وفایی، و ناخشنودی خود می‌گوید و با ناله و زاری به درگاه معشوق التماس می‌کند. تصاویری مانند گریه خونین، آه سوزان و ناله‌های یعقوب‌وار، عمق غم و اندوه او را نشان می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که درک آن به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم (مانند درد فراق، جفا، و ناامیدی) ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۵۳۵ - سودای خوبان کم نشد، زین جان غم فرسود من

سودای خوبان کم نشد، زین جان غم فرسود من
هستی همه کردم زیان، این بود زیشان سود من ۱

با هر که بنمودم وفا، دیدم جفایی عاقبت
شکری نگفت از هیچ کس، این جان ناخشنود من ۲

من خود ز دست هجر تو در تلخی جان کندنم
ابرو ترش کرده مرو، ای ترک خشم آلود من ۳

بنشین به بالینم دمی، من خود نخواهم زیستن
باری ببینم روی تو، کافیست خود مقصود من ۴

زین آه دردانگیز من بگریست چشم خلق خون
یارب چه بودی چشم تو، گر پر شدی از دود من! ۵

از ناله و زاری زبان یک دم نمی آسایدم
بین تا چه خواهد کرد باز این آه زود ازود من! ۶

نالیدن یعقوبیم در سنگ می گردد همی
دیوار در رقص آورد این نغمه داود من ۷

امشب نهانی روی را بر آستانش سوده ام
ای گریه امروزی مشو این روی خاک آلود من ۸

خونابه خسرو چنین دیده نیفگندی برون
گر دل ندادی هر دمش اشک جگر پالود من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۳۴ - یک دم فراموشم نه ای، گر چه نیاری یاد من
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳۶ - ماهی گذشت و شب نخفت این دیده بیدار من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.