هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر احساسات تلخ و شیرین عاشقانه، درد فراق و انتظار، و همچنین نقدی بر دیدگاههای سطحی نسبت به عشق و مسلمانی است. شاعر از زبان عاشقی رنجدیده سخن میگوید که با وجود تلخیهای زندگی، همچنان به زیبایی و شیرینی سخن و عشق پایبند است. همچنین، اشارهای به تضاد بین عشق و تعصب دینی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی نقد اجتماعی و دینی هستند که نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۱۶۲۵ - عیش من تلخ است ازان شکر لب شیرین سخن
عیش من تلخ است ازان شکر لب شیرین سخن
چون بخندد، ورچه باشد، هست در پروین سخن ۱
مردنم نزدیک شد هنگام شربت دادنست
کیست کارد یک سخن بر من ازان شیرین سخن؟ ۲
بو که بریم، ای صبا، از بهر من بهر خدا
گه گهی جاسوسیی کن، زو دمی برچین سخن ۳
کاش بیدردان بدیدندی رخ زیبای یار!
تا نگفتندی به طعن بیدلان چندین سخن! ۴
ای که گویی «عشق چه بود»؟ باش تا از خون من
بعد از آنت مرد خوانم، گر بگویی این سخن ۵
عاشقی وانگه مسلمانی، ندانی، ای سلیم
دوستی چون با بتان افتد، رود در دین سخن؟ ۶
بهترین روز آفتی می بینم از تو در جهان
گفت من بشنو، مکن، جانا، بدین آیین سخن ۷
جادوان را لب بدوزد سوزن مژگان تو
وه که پیشت چون برآید از من مسکین سخن ۸
در هوای روی تو خون می چکاند از غزل
خسرو رنگین سخن گر رنگ بازی زین سخن ۹
چون بخندد، ورچه باشد، هست در پروین سخن ۱
مردنم نزدیک شد هنگام شربت دادنست
کیست کارد یک سخن بر من ازان شیرین سخن؟ ۲
بو که بریم، ای صبا، از بهر من بهر خدا
گه گهی جاسوسیی کن، زو دمی برچین سخن ۳
کاش بیدردان بدیدندی رخ زیبای یار!
تا نگفتندی به طعن بیدلان چندین سخن! ۴
ای که گویی «عشق چه بود»؟ باش تا از خون من
بعد از آنت مرد خوانم، گر بگویی این سخن ۵
عاشقی وانگه مسلمانی، ندانی، ای سلیم
دوستی چون با بتان افتد، رود در دین سخن؟ ۶
بهترین روز آفتی می بینم از تو در جهان
گفت من بشنو، مکن، جانا، بدین آیین سخن ۷
جادوان را لب بدوزد سوزن مژگان تو
وه که پیشت چون برآید از من مسکین سخن ۸
در هوای روی تو خون می چکاند از غزل
خسرو رنگین سخن گر رنگ بازی زین سخن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲۴ - آستان یار و آن گه خون من
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲۶ - صد ره گذری هر دم بر جان خراب من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.