هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و پراحساس، بیانگر دلدادگی و عشق عمیق شاعر به معشوق است. او از جذابیتهای معشوق، مانند موها و بوی زلفش سخن میگوید و از درد فراق و دلبستگی بیپایان خود مینالد. شاعر حتی حاضر است جان خود را فدا کند و در نهایت، عشق خود را جاودانه میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'مردم کشتن' و 'تیغ زدن' ممکن است نیاز به بلوغ عاطفی برای درک صحیح داشته باشند.
شماره ۱۶۸۹ - آیین تو دل بردن است، ای چشم خلقی سوی تو
آیین تو دل بردن است، ای چشم خلقی سوی تو
خوی تو مردم کشتن است، ای من غلام روی تو ۱
گه جان به بویی می دهم، گه دل به مویی می نهم
کاری ست افتاده مرا با هر خم گیسوی تو ۲
از بس که کویت هیچگه خالی نباشد ز آه کس
هر لحظه بینم تازه تر داغ سگان گوی تو ۳
نزدیک مردن می شوم از بوی زلفت می زیم
تا حال چون خواهد شدن روزی که نبود بوی تو ۴
گر من نمانم، ظن مبر کز کوی او دامن کشم
با باد همراهی کند خاک من اندر کوی تو ۵
آیم به کویت هر شبی چون خواب ناید چون کنم
مشغول دارم تا سحر خود را به گفت و کوی تو ۶
گفتی که سوی باغ رو تا بو که دل بگشایدت
او فتح ما را کی زند چندین گره در موی تو ۷
امشب که مهمان منی، فردا که خواهد زیستن؟
بگذار تا یک ساعتی می بینم اندر روی تو ۸
دست رقیبت بس بود، گر تیغ بر من می زنی
پیکار خسرو چون نهم بر ساعد و بازوی تو ۹
خوی تو مردم کشتن است، ای من غلام روی تو ۱
گه جان به بویی می دهم، گه دل به مویی می نهم
کاری ست افتاده مرا با هر خم گیسوی تو ۲
از بس که کویت هیچگه خالی نباشد ز آه کس
هر لحظه بینم تازه تر داغ سگان گوی تو ۳
نزدیک مردن می شوم از بوی زلفت می زیم
تا حال چون خواهد شدن روزی که نبود بوی تو ۴
گر من نمانم، ظن مبر کز کوی او دامن کشم
با باد همراهی کند خاک من اندر کوی تو ۵
آیم به کویت هر شبی چون خواب ناید چون کنم
مشغول دارم تا سحر خود را به گفت و کوی تو ۶
گفتی که سوی باغ رو تا بو که دل بگشایدت
او فتح ما را کی زند چندین گره در موی تو ۷
امشب که مهمان منی، فردا که خواهد زیستن؟
بگذار تا یک ساعتی می بینم اندر روی تو ۸
دست رقیبت بس بود، گر تیغ بر من می زنی
پیکار خسرو چون نهم بر ساعد و بازوی تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۸۸ - تا شدم چشم آشنا با روی تو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹۰ - دل و جان مرا زاندازه و بگذشت آرزوی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.