هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و سودای زلف سیاه معشوق سخن میگوید و با توصیف زیباییهای او، از درد فراق و اشتیاق دیدار مینالد. او معشوق را به مهر و ماه تشبیه میکند و از تسلط او بر دلش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۷۳۳ - هر شب از سودای آن زلف سیاه
هر شب از سودای آن زلف سیاه
بگذرانم از فلک من دود آه ۱
گر کنی دعوی خوبی، می رسد
شاهدان داری دو رخ چون مهر و ماه ۲
ماه را با ابرویت نسبت کنم
شرمساری چون نبینم زین گناه ۳
خون چندین سوخته در گردنش
آنکه نامش کرده ای زلف سیاه ۴
ملک دل ملک تو شد، ای شاه حسن
کامران بنشین به صدر بارگاه ۵
خسروش خلوتگه دیدار ساخت
دیده را چون دید روشن جایگاه ۶
بگذرانم از فلک من دود آه ۱
گر کنی دعوی خوبی، می رسد
شاهدان داری دو رخ چون مهر و ماه ۲
ماه را با ابرویت نسبت کنم
شرمساری چون نبینم زین گناه ۳
خون چندین سوخته در گردنش
آنکه نامش کرده ای زلف سیاه ۴
ملک دل ملک تو شد، ای شاه حسن
کامران بنشین به صدر بارگاه ۵
خسروش خلوتگه دیدار ساخت
دیده را چون دید روشن جایگاه ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳۲ - ای صبا، از زلف او بندی بخواه
گوهر بعدی:شماره ۱۷۳۴ - ای جفایت بر من مسکین همه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.