هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد فراق و هجران است. شاعر از عشق و جدایی می‌نالد و از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند. او از صبر و تحمل خود در برابر مصائب می‌گوید و امیدوار است که روزی پایان این شب سیاه فراق فرا برسد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به‌کاررفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی برای درک عمیق‌تر دارند.

شماره ۱۷۵۷ - مکش به ناز مرا، ای به ناز پرورده

مکش به ناز مرا، ای به ناز پرورده
مریز خون مسلمان به جرم ناکرده ۱

مرا بکشت لب جان ستان تو، هر چند
مفرحی ست به آب حیات پرورده ۲

ببخش قندی از آن لب که پیش از آن نامید
هم از خیال لبت وام کرده ام خورده ۳

بترس از آنچه به شب یا به خواب کرده دراز
هزار کس به دعا دسبها برآورده ۴

دریده پرده دل را فراق و جان ره یافت
هنوز چند کنم پیش مردمان پرده ۵

بدان که من ز شبیخون هجر جان نبرم
چنین که صبر من آواره گشت در پرده ۶

چه جای پند و نصیحت چو من ز دست شدم
چه سود نعل زر اکنون که لنگ شد زرده ۷

برآر یک نفس، ای صبح تیره، روز امید
مگر سفید شود این شب سیه چرده ۸

به سر چگونه برد راه خسرو مسکین
ضعیف موری و بار فراق صد مرده ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۵۶ - چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمرده
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵۸ - ای فراق تو یار دیرینه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.