هوش مصنوعی:
این متن به ناپایداری دنیا و بیوفایی آن اشاره دارد و توصیه میکند که انسان به جای وابستگی به مادیات و قدرت، به ارزشهای انسانی و معنوی توجه کند. همچنین، از درد جدایی و بیثباتی زندگی سخن میگوید و بر بیفایده بودن تکیه بر دنیای فانی تأکید میورزد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، نگاه انتقادی به مسائل اجتماعی و زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح بیشتر داشته باشد.
شماره ۱۸۸۲ - چو کار جهان نیست جز بیوفایی
چو کار جهان نیست جز بیوفایی
درو با امید وفا چند پایی ۱
رها کن، چرا می کنی قصر و ایوان
به جایی که نبود امید رهایی ۲
بلند آفتابی ست هر یک که بینی
بگرد اندرو در هوای هوایی ۳
اگر آدمی غرقه گردد به دریا
از آن به که با کس کند آشنایی ۴
اگر چه بسی دردها هست، لیکن
جداگانه دردی ست درد جدایی ۵
چو دیدی که هستی بقایی ندارد
ز هستی چه لافی در این لابقایی؟ ۶
مرو بهر مشتی درم نزد هر خس
مکن خدمت گاو چون روستایی ۷
به جیب فلک، خسروا، دست در کن
به هر جا چو دونان چه دامن گشایی؟ ۸
درو با امید وفا چند پایی ۱
رها کن، چرا می کنی قصر و ایوان
به جایی که نبود امید رهایی ۲
بلند آفتابی ست هر یک که بینی
بگرد اندرو در هوای هوایی ۳
اگر آدمی غرقه گردد به دریا
از آن به که با کس کند آشنایی ۴
اگر چه بسی دردها هست، لیکن
جداگانه دردی ست درد جدایی ۵
چو دیدی که هستی بقایی ندارد
ز هستی چه لافی در این لابقایی؟ ۶
مرو بهر مشتی درم نزد هر خس
مکن خدمت گاو چون روستایی ۷
به جیب فلک، خسروا، دست در کن
به هر جا چو دونان چه دامن گشایی؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸۱ - تا تو روی چو ماه بنمایی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸۳ - مرادوش گویی به خواب آمدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.