هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر درد و سوزش عشقی نافرجام است که شاعر در آن از بیقراری، درماندگی و داغ دل شکسته خود میگوید. او آرزو میکند از این خیال رها شود، اما توانایی آن را ندارد و یارش را تنها کسی میداند که هرگز از او روی برنمیگرداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به درد و رنج عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۸ - آشکار ست، عشق ، پنهان نیست
آشکار ست، عشق ، پنهان نیست
همچو ما در جهان رسوا نیست
آه ازین سوز بی قراریها
درد دارم و لیک درمان نیست
کاشکی زین خیال باز رهم
لیک آن هم عنان بدستم نیست
بردلم همچو لاله داغ بماند
چون کنم نظر تو مجالم نیست
یار هرگز ز تو نتابد رو
زانکه او را بجز تو دیگر نیست
همچو ما در جهان رسوا نیست
آه ازین سوز بی قراریها
درد دارم و لیک درمان نیست
کاشکی زین خیال باز رهم
لیک آن هم عنان بدستم نیست
بردلم همچو لاله داغ بماند
چون کنم نظر تو مجالم نیست
یار هرگز ز تو نتابد رو
زانکه او را بجز تو دیگر نیست
۵۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷ - نیست کس محرم که پیغامم رساند یار را
گوهر بعدی:غزل ۱۹ - با دوست دلنواز سخن جز وصال چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.