هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و اسارت در دام معشوق سخن میگوید. او از درد فراق و آرزوی نزدیکی به معشوق مینالد و حتی مرگ در راه معشوق را پذیرفته است. همچنین، به نقد دنیا و طعنههای دیگران اشاره میکند و آرزو میکند که مانند معشوق بینظیر باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۹۳۷ - گر به کمند زلف تو من نه چنین اسیرمی
گر به کمند زلف تو من نه چنین اسیرمی
کی به کمند ابرویت خسته زخم تیرمی ۱
هست یقین چو مردنم، از غم دوریش مکش
باری اگر بمیرمی، در قدم تو میرمی ۲
بودم اسیر کافران وقتی و در فراق تو
در هوسم که این زمان کاش همان اسیرمی ۳
پند دهند کز بتان چشم ببند جان من
باز کشید تا مگر بند کسی پذیرمی ۴
ترک سخن بگو که شدملک جهان از آن من
آه که تنگ در برت یک شب اگر بگیرمی ۵
طعنه زنی که خسروا، ملک جهان ستانمی
گر به ولایت سخن مثل تو بی نظیرمی ۶
کی به کمند ابرویت خسته زخم تیرمی ۱
هست یقین چو مردنم، از غم دوریش مکش
باری اگر بمیرمی، در قدم تو میرمی ۲
بودم اسیر کافران وقتی و در فراق تو
در هوسم که این زمان کاش همان اسیرمی ۳
پند دهند کز بتان چشم ببند جان من
باز کشید تا مگر بند کسی پذیرمی ۴
ترک سخن بگو که شدملک جهان از آن من
آه که تنگ در برت یک شب اگر بگیرمی ۵
طعنه زنی که خسروا، ملک جهان ستانمی
گر به ولایت سخن مثل تو بی نظیرمی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۳۶ - سرو سمنبرم کجا تا به برش درآرمی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳۸ - پیش از این من با جوانان آشنایی کردمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.