هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، توصیفی زیبا و پراحساس از معشوق و جذابیتهای او ارائه میدهد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند مقایسه معشوق با گلگون، سرو، یاقوت و دیگر عناصر طبیعت، زیباییهای او را ستایش میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند عشق، فتنه، ایمان و حسرت وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال بهطور کامل قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۱ - کیست این کز نگهی رهزن صد جان باشد
کیست این کز نگهی رهزن صد جان باشد
هر زمان جلوه کنان بر سر میدان باشد
خسروانه چو پی گوی دواند گلگون
سر حد کوه کنش در خم چوگان باشد
حور از عکس رخش دست ز حسن خود شست
وای بر حال اسیری که از انسان باشد
این همه فتنه کز آن کاکل مشکین خیزد
ابله آن است که اندر خم ایمان باشد
از قد و لعل و رخ و چشم و خطش شرمنده
سرو و یاقوت و گل و سبزه و ریحان باشد
بسکه در مصر لطافت تو عزیزی امروز
کی کسی طالب بیع مه کنعان باشد
گفتی از غمزه من جان ندهی سنگدلی
آری اندر دلم آمد شد مژگان باشد
ماه بالد که چو رویت شود آخر ناچار
خوشه چین گردد از آن بر زده دامان باشد
خالدا گر دهدت دست گدایی درش
کافرم گر هوسم ملک سلیمان باشد
هر زمان جلوه کنان بر سر میدان باشد
خسروانه چو پی گوی دواند گلگون
سر حد کوه کنش در خم چوگان باشد
حور از عکس رخش دست ز حسن خود شست
وای بر حال اسیری که از انسان باشد
این همه فتنه کز آن کاکل مشکین خیزد
ابله آن است که اندر خم ایمان باشد
از قد و لعل و رخ و چشم و خطش شرمنده
سرو و یاقوت و گل و سبزه و ریحان باشد
بسکه در مصر لطافت تو عزیزی امروز
کی کسی طالب بیع مه کنعان باشد
گفتی از غمزه من جان ندهی سنگدلی
آری اندر دلم آمد شد مژگان باشد
ماه بالد که چو رویت شود آخر ناچار
خوشه چین گردد از آن بر زده دامان باشد
خالدا گر دهدت دست گدایی درش
کافرم گر هوسم ملک سلیمان باشد
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰ - ای تاب ز آفتاب ربوده ز تاب رخ
گوهر بعدی:غزل ۲۲ - به اکسیر وحیل هر خاک راهی زر نخواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.