هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیخودی و مستی ناشی از هوسها میگوید و بیان میکند که کنترل عقل و ادراک خود را از دست داده است. او به مبارزه با نفس پرداخته، اما در نهایت شکست خورده و فریب خورده است. شاعر از گناهان خود شرمنده است و توبهاش را شکسته میداند، اما به فضل و بخشش الهی امید بسته و از غیر او قطع امید کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی مانند مبارزه با نفس، گناه، توبه و امید به بخشش است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۴۵ - از بس که ز صهبای هوس بیخود و مستم
از بس که ز صهبای هوس بیخود و مستم
بیرون شده سر رشته ادراک ز دستم
در معرکه نفس بسی پای فشردم
بفریفت مرا عاقبت و داد شکستم
هر لحظه پرستید و تبسم بنماید
خواهد که کند رو سیه از عهد الستم
با فضل تو ای مفضل جان بخش خطا پوش
پیوستم و از غیر تو امید گسستم
اضعاف گنه می کنم از توبه خجالت
خالد ز پس بیخودیم توبه شکستم
بیرون شده سر رشته ادراک ز دستم
در معرکه نفس بسی پای فشردم
بفریفت مرا عاقبت و داد شکستم
هر لحظه پرستید و تبسم بنماید
خواهد که کند رو سیه از عهد الستم
با فضل تو ای مفضل جان بخش خطا پوش
پیوستم و از غیر تو امید گسستم
اضعاف گنه می کنم از توبه خجالت
خالد ز پس بیخودیم توبه شکستم
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴ - ز سودای خود ار خطی به کلک شوق بنشانم
گوهر بعدی:غزل ۴۶ - عاشق و مست و خراب کیستم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.