هوش مصنوعی:
این شعر از سنایی غزنوی بیانگر درد فراق و جدایی از معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند مرغ محبوس، شمع و پروانه، و آفتاب و ذره، احساس تنهایی و اشتیاق خود را به وصل معشوق توصیف میکند. او از بیقراری خود میگوید و تنها چاره را در وصال معشوق میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۱ - ای بدل کرده آشنایی را
ای بدل کرده آشنایی را
برگزیده زما جدایی را ۱
خوی تیز ازبرای آن نبود
که ببرند آشنایی را ۲
در فراقت چو مرغ محبوسم
که تصور کند رهایی را ۳
مژه در خون چو دست قصابست
بی تو مر دیده سنایی را ۴
شمع رخساره تو می طلبم
همچو پروانه روشنایی را ۵
آفتابی و بی تو نوری نیست
ذره یی این دل هوایی را ۶
عندلیبم بجان همی جویم
برگ گل دفع بینوایی را ۷
بی جمالت چو سیف فرغانی
ترک کردم سخن سرایی را ۸
چاره کارها بجستم و دید
چاره وصل است بی شمایی را ۹
برگزیده زما جدایی را ۱
خوی تیز ازبرای آن نبود
که ببرند آشنایی را ۲
در فراقت چو مرغ محبوسم
که تصور کند رهایی را ۳
مژه در خون چو دست قصابست
بی تو مر دیده سنایی را ۴
شمع رخساره تو می طلبم
همچو پروانه روشنایی را ۵
آفتابی و بی تو نوری نیست
ذره یی این دل هوایی را ۶
عندلیبم بجان همی جویم
برگ گل دفع بینوایی را ۷
بی جمالت چو سیف فرغانی
ترک کردم سخن سرایی را ۸
چاره کارها بجستم و دید
چاره وصل است بی شمایی را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - عاشق روی توام از من مپوش آن روی را
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - ای سعادت زپی زینت وزیبایی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.