هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و ستایشآمیز است که در آن شاعر معشوق را با توصیفات اغراقآمیز و استعارههای زیبا میستاید. او معشوق را مانند ماهی میداند که حتی ماه را شرمسار میکند و پادشاهی است که بر جان و دل حکومت میکند. شاعر از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید و تأثیر عمیق معشوق بر روح و روانش را بیان میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از واژهها و ترکیبات قدیمی ممکن است برای نوجوانان جوان نامفهوم باشد.
شماره ۱۵۲ - روی تو که ماه را خجل دارد
روی تو که ماه را خجل دارد
شاهی است که ملک جان و دل دارد ۱
یک ترک ز لشکر جمال تو
از ملک ولایت چگل دارد ۲
وآن سدره منتهای قد تو
مر طوبی را بزیر ظل دارد ۳
دل نبود از تو منفصل زیرا
چشم از تو خیال متصل دارد ۴
غم ملک دلت و او درین دعوی
از قاضی عشق تو سجل دارد ۵
گفتم ببساط وصل پیوندم
ای تن ز تو پای روح گل دارد ۶
چل صبح بجوی از آنکه این دلبر
ماهیست که روزها چهل دارد ۷
در خطبه وصفش ار خطایی رفت
عقل از چه مرا بدان خجل دارد ۸
در جامع تن که منبر روح است
شمشیر زبان خطیب دل دارد ۹
شاهی است که ملک جان و دل دارد ۱
یک ترک ز لشکر جمال تو
از ملک ولایت چگل دارد ۲
وآن سدره منتهای قد تو
مر طوبی را بزیر ظل دارد ۳
دل نبود از تو منفصل زیرا
چشم از تو خیال متصل دارد ۴
غم ملک دلت و او درین دعوی
از قاضی عشق تو سجل دارد ۵
گفتم ببساط وصل پیوندم
ای تن ز تو پای روح گل دارد ۶
چل صبح بجوی از آنکه این دلبر
ماهیست که روزها چهل دارد ۷
در خطبه وصفش ار خطایی رفت
عقل از چه مرا بدان خجل دارد ۸
در جامع تن که منبر روح است
شمشیر زبان خطیب دل دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱ - اندر ره تو دل چه بود جان چه قدر دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳ - کسی که عشق نورزد مگو که جان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.