هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از سیف فرغانی، احساسات و حالات عاشقانهای مانند بیداری فتنه از چشم مست معشوق، درد هجران، مستی از نگاه معشوق، و تسلیم در برابر تقدیر را بیان میکند. شاعر از عشق و وصال سخن میگوید و به تأثیرات عمیق عشق بر روح و جان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند هجران و مستی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۹۵ - فتنه خفته ز چشم مست تو بیدار شد
فتنه خفته ز چشم مست تو بیدار شد
خاصه آن ساعت که زلفت نیز با او یار شد ۱
در شب هجرت ببینم روز وصلت را بخواب
گر تواند بخت خواب آلود من بیدار شد ۲
روزگاری ناکشیده محنت هجران تو
چون توان از نعمت وصل تو برخوردار شد ۳
تا بدیدم نرگس مخمور تو از خمر عشق
آنچنان مستم که نتوانم دگر هشیار شد ۴
آنکه مردم را بدم کردی چو عیسی تندرست
چشم بیمار تو دید از عشق تو بیمار شد ۵
شور از مردم برآمد گریه بر عاشق فتاد
چون لب شیرین تو از خنده شکربار شد ۶
چاره تسلیم است با تقدیر نتوان پنجه کرد
دست تدبیرم چو اندر کار تو بی کار شد ۷
تا تو پیدا آمدی ما را خموشی بود کار
گل چو رو بنمود بلبل را سخن ناچار شد ۸
پیش ازین بی عشق تو در نظم ما ذوقی نبود
هرکه عاشق گشت بر شیرین شکر گفتار شد ۹
گر کسی خواهد که بیند جان مصور همچو جسم
گودرین صورت نگر کز حسن معنی دار شد ۱۰
سیف فرغانی جوانی رفت تا کی عاشقی
پیر گشتی، توبه کن، هنگام استغفار شد ۱۱
خاصه آن ساعت که زلفت نیز با او یار شد ۱
در شب هجرت ببینم روز وصلت را بخواب
گر تواند بخت خواب آلود من بیدار شد ۲
روزگاری ناکشیده محنت هجران تو
چون توان از نعمت وصل تو برخوردار شد ۳
تا بدیدم نرگس مخمور تو از خمر عشق
آنچنان مستم که نتوانم دگر هشیار شد ۴
آنکه مردم را بدم کردی چو عیسی تندرست
چشم بیمار تو دید از عشق تو بیمار شد ۵
شور از مردم برآمد گریه بر عاشق فتاد
چون لب شیرین تو از خنده شکربار شد ۶
چاره تسلیم است با تقدیر نتوان پنجه کرد
دست تدبیرم چو اندر کار تو بی کار شد ۷
تا تو پیدا آمدی ما را خموشی بود کار
گل چو رو بنمود بلبل را سخن ناچار شد ۸
پیش ازین بی عشق تو در نظم ما ذوقی نبود
هرکه عاشق گشت بر شیرین شکر گفتار شد ۹
گر کسی خواهد که بیند جان مصور همچو جسم
گودرین صورت نگر کز حسن معنی دار شد ۱۰
سیف فرغانی جوانی رفت تا کی عاشقی
پیر گشتی، توبه کن، هنگام استغفار شد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - زخاک کوی توبوی هوا معطر شد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - دل تندرست گشت چو بیمار عشق شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.