هوش مصنوعی:
این شعر از سیف فرغانی، بیانگر درد عشق و فراق است. شاعر از عشق به معشوقی زیبا و بیاعتنایی او شکایت میکند و از درد هجران و انتظار وصال مینالد. او خود را همچون یعقوب در غم یوسف میداند و از بیوفایی دشمنان و جفاهای آنان میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل دارد.
شماره ۲۰۷ - آخر ای سرو قد سیب زنخدان تا چند
آخر ای سرو قد سیب زنخدان تا چند
دل بیمار من از درد تو نالان تا چند ۱
از پی یافتن روز وصالت چون شمع
خویشتن سوختن اندر شب هجران تا چند ۲
زآرزوی لب خندان تو هر شب ما را
خون دل ریختن از دیده گریان تا چند ۳
گل خندانی و ما در غم تو گریانیم
آخر این گریه ما زآن لب خندان تا چند ۴
آشکارا نتوانم که برویت نگرم
عشق پیدا و نظر کردن پنهان تا چند ۵
تو چو یوسف شده بر تخت عزیزی بجمال
من چو یعقوب درین کلبه احزان تا چند ۶
یک جهان بی خبر از مشرب وصلت سیراب
قسم ما تشنگی از چشمه حیوان تا چند ۷
دشمنان بهر تو ای دوست جفاگوی منند
بردباری من و طعنه ایشان تا چند ۸
سیف فرغانی از عشق تو سودایی شد
خود نگویی تو که بیچاره بدین سان تا چند ۹
دل بیمار من از درد تو نالان تا چند ۱
از پی یافتن روز وصالت چون شمع
خویشتن سوختن اندر شب هجران تا چند ۲
زآرزوی لب خندان تو هر شب ما را
خون دل ریختن از دیده گریان تا چند ۳
گل خندانی و ما در غم تو گریانیم
آخر این گریه ما زآن لب خندان تا چند ۴
آشکارا نتوانم که برویت نگرم
عشق پیدا و نظر کردن پنهان تا چند ۵
تو چو یوسف شده بر تخت عزیزی بجمال
من چو یعقوب درین کلبه احزان تا چند ۶
یک جهان بی خبر از مشرب وصلت سیراب
قسم ما تشنگی از چشمه حیوان تا چند ۷
دشمنان بهر تو ای دوست جفاگوی منند
بردباری من و طعنه ایشان تا چند ۸
سیف فرغانی از عشق تو سودایی شد
خود نگویی تو که بیچاره بدین سان تا چند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - مقبل آن قومی که با تو عشق دعوی کرده اند
گوهر بعدی:شماره ۲۰۸ - چه مرد عشق تو باشند خودپرستی چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.