خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و ستایش‌آمیز، درباره عشق و شیفتگی به معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند و از اضطراب و بی‌قراری ناشی از عشق سخن می‌گوید. همچنین، به هنر شاعری و ارزش سخن اشاره دارد.

این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۳۱ - کسی که همچو تو ازلب شکر فروش بود

کسی که همچو تو ازلب شکر فروش بود
اگر بیاد لبش می خورند نوش بود ۱

کسی که عشق تو بروی گذر کند چون برق
چو ابر گرید و چون رعد در خروش بود ۲

زعشق همچو تویی اضطراب من چه عجب
که آب بر سر آتش نهند جوش بود ۳

چو دل ربودی ازابرام من ملول مشو
که درمعامله درویش سخت کوش بود ۴

ترا بنقد روان سخن خریدارم
ازآنکه شاعر مفلس سخن فروش بود ۵

بدور حسن تو گویم سخن چو قاعده نیست
که عندلیب بایام گل خموش بود ۶

بنزد تو سخن آورد سیف فرغانی
وگرنه لایق این در کدام گوش بود ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - بتی که بر همه خوبان امیر خواهد بود
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - دولت نیافت هر که طلب کار ما نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.