هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه، به ستایش عشق الهی و تسلیم در برابر فرمانهای آن میپردازد. شاعر از قدرت بیهمتای عشق یار سخن میگوید و توصیه میکند که برای رسیدن به این عشق، باید از خودگذشتگی کرد و به فرمانهای آن گردن نهاد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند تسلیم، فنا در عشق، و برتری عشق الهی بر دنیوی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا در عشق و تسلیم محض نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۷۸ - چون دل گرفت لشکر سلطان عشق یار
چون دل گرفت لشکر سلطان عشق یار
دل هرچه کرد بفرمان عشق یار ۱
ای اعتماد کرده بر اسلام خویشتن
آگه نه ای ز کفر مسلمان عشق یار ۲
گر جان و گر دلست اضافت مکن بخود
هرچ آن تست هست همه آن عشق یار ۳
همچون ملک شوی تو چو در ملک تو شود
دیو و پری بحکم سلیمان عشق یار ۴
از چنگ گرگ نفس دلت بازرست اگر
شد گوسپند جان تو قربان عشق یار ۵
گر دست رس خوهید بچوگان زلف دوست
خود را درافگنید بمیدان عشق یار ۶
بی خود برین بساط قدم نه که راه نیست
هشیار را بمجلس مستان عشق یار ۷
در زیر بام چرخ مجوی آستان دوست
بالای عرش دان در ایوان عشق یار ۸
اشکم بگوش خلق رسانید سر من
چشمم مدد نکرد بکتمان عشق یار ۹
فردا که خلق را بعملها دهند مزد
بینی مرا گرفته گریبان عشق یار ۱۰
ایمن ز بیم دوزخ و آزاد از بهشت
حیران حسن دلبر و سکران عشق یار ۱۱
دم درکش ای فقیر اگر چه شدی چو سیف
سلطان ملک شعر و غزل خوان عشق یار ۱۲
کز چرخ برگذشت و بقیمت ز زر گذشت
نقد سخن ز سکه سلطان عشق یار ۱۳
دل هرچه کرد بفرمان عشق یار ۱
ای اعتماد کرده بر اسلام خویشتن
آگه نه ای ز کفر مسلمان عشق یار ۲
گر جان و گر دلست اضافت مکن بخود
هرچ آن تست هست همه آن عشق یار ۳
همچون ملک شوی تو چو در ملک تو شود
دیو و پری بحکم سلیمان عشق یار ۴
از چنگ گرگ نفس دلت بازرست اگر
شد گوسپند جان تو قربان عشق یار ۵
گر دست رس خوهید بچوگان زلف دوست
خود را درافگنید بمیدان عشق یار ۶
بی خود برین بساط قدم نه که راه نیست
هشیار را بمجلس مستان عشق یار ۷
در زیر بام چرخ مجوی آستان دوست
بالای عرش دان در ایوان عشق یار ۸
اشکم بگوش خلق رسانید سر من
چشمم مدد نکرد بکتمان عشق یار ۹
فردا که خلق را بعملها دهند مزد
بینی مرا گرفته گریبان عشق یار ۱۰
ایمن ز بیم دوزخ و آزاد از بهشت
حیران حسن دلبر و سکران عشق یار ۱۱
دم درکش ای فقیر اگر چه شدی چو سیف
سلطان ملک شعر و غزل خوان عشق یار ۱۲
کز چرخ برگذشت و بقیمت ز زر گذشت
نقد سخن ز سکه سلطان عشق یار ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۷ - تا بکی این جور کشیدن ز یار
گوهر بعدی:شماره ۲۷۹ - تا چند بر امید روم در سرای یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.