هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و مستی ناشی از آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که تحت تأثیر عشق، رازها را فاش میکند و دل به غم و نیاز میسپارند. همچنین، از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر عاشقان صحبت میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۲۹۵ - چو خمر عشق تو خوردم سخن نگیرم باز
چو خمر عشق تو خوردم سخن نگیرم باز
که هرکه مست شود با همه بگوید راز ۱
بنهب دست بر آورد در ولایت جان
غمت که از سر دل پای می نگیرد باز ۲
بدرگه تو فرو برده ایم پای ثبات
بحضرت تو برآورده ایم دست نیاز ۳
سپر بر وی درآورد جانم از تسلیم
چو شد بسوی دلم نرگس تو تیرانداز ۴
تو رو نمودی و کردند عاشقان افغان
چو گل شکفت برآرند بلبلان آواز ۵
چو گشت دانه خال تو دام دل زین پس
بهر طرف نکند مرغ همتم پرواز ۶
که هرکه مست شود با همه بگوید راز ۱
بنهب دست بر آورد در ولایت جان
غمت که از سر دل پای می نگیرد باز ۲
بدرگه تو فرو برده ایم پای ثبات
بحضرت تو برآورده ایم دست نیاز ۳
سپر بر وی درآورد جانم از تسلیم
چو شد بسوی دلم نرگس تو تیرانداز ۴
تو رو نمودی و کردند عاشقان افغان
چو گل شکفت برآرند بلبلان آواز ۵
چو گشت دانه خال تو دام دل زین پس
بهر طرف نکند مرغ همتم پرواز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - خمر عشقت خوردم و کردم بمستی کشف راز
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - لب گل در تبسم آمد باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.