هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، به توصیف عشق شدید و سوزناک به معشوق میپردازد. شاعر از فراق و درد عشق سخن میگوید و از سوزش درونی خود مینالد. او عشق را به آتش تشبیه میکند که جهانسوز است و از شوق دیدار معشوق میسوزد. همچنین، اشارهای به مجنون و لیلی دارد و از تأثیرات عشق بر عقل و دل سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تشبیهات و اصطلاحات مورد استفاده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
شماره ۲۹۷ - ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز
ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز
عشق تو چون آتش وفراق تو جان سوز ۱
شوق لقاء تو باده طرب انگیز
عشق جمال تو آتشی است جهان سوز ۲
دردل مجنون چه سوز بود زلیلی
هست مرااز تو ای نگار همان سوز ۳
خلق جهان مختلف شدند نگارا
پرده برانداز ازآن یقین گمان سوز ۴
کرد سیه دل مرا بدود ملامت
عقل که چون هیزم تراست گران سوز ۵
رو غم آن ماه رو مخور که ندارد
هر دهنی تاب آن طعام دهان سوز ۶
در ره سودای او مباش کم از شمع
گرنکشندت برو بمیر درآن سوز ۷
با که توان گفت سر عشق چو با خود
دم نتوان زد ازین حدیث زبان سوز ۸
در سخن ارگرم گشت سیف ازآن گشت
تا بدلی درفتد ازین سخنان سوز ۹
عشق تو چون آتش وفراق تو جان سوز ۱
شوق لقاء تو باده طرب انگیز
عشق جمال تو آتشی است جهان سوز ۲
دردل مجنون چه سوز بود زلیلی
هست مرااز تو ای نگار همان سوز ۳
خلق جهان مختلف شدند نگارا
پرده برانداز ازآن یقین گمان سوز ۴
کرد سیه دل مرا بدود ملامت
عقل که چون هیزم تراست گران سوز ۵
رو غم آن ماه رو مخور که ندارد
هر دهنی تاب آن طعام دهان سوز ۶
در ره سودای او مباش کم از شمع
گرنکشندت برو بمیر درآن سوز ۷
با که توان گفت سر عشق چو با خود
دم نتوان زد ازین حدیث زبان سوز ۸
در سخن ارگرم گشت سیف ازآن گشت
تا بدلی درفتد ازین سخنان سوز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - لب گل در تبسم آمد باز
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - دلبرا من از شراب عشق مخمورم هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.