هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از سیف فرغانی، بیانگر درد عشق و فراق است. شاعر از عشق و شراب آن مخمور است، اما از هجران رنج می‌برد. او از معشوق طلب کمک و درمان می‌کند و امیدوار است که با وصال دوباره زنده شود. شعر پر از استعاره‌های زیبا مانند بلبل، گل، شهد، و آتش عشق است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۲۹۸ - دلبرا من از شراب عشق مخمورم هنوز

دلبرا من از شراب عشق مخمورم هنوز
چون بوصلم وعده دادی از چه مهجورم هنوز ۱

در ره عشقت که دارد راهزن بر چپ وراست
آنکه از پس بود پیش افتاد ومن دورم هنوز ۲

ای حبیب من مدد فرما که اندر ره عدوست
وی طبیب من علاجم کن که رنجورم هنوز ۳

این زمان تدبیر کارم کن که هستم در حیات
وین زمان بر من تجلی کن که برطورم هنوز ۴

آنکه با بلبل چو گل با من درین باغ آمدست
شیره او می شد وغوره است انگورم هنوز ۵

نحل استعداد هر کس خانه خود پر زشهد
کرده ومن طالب گل همچو زنبورم هنوز ۶

زآتش عشقت که دل را در جوانی زنده داشت
برف پیری بر سرم بنشست ومحرورم هنوز ۷

هرگز از معجون پند این درد ساکن کی شود
چون بلا در می کنی در قرص کافورم هنوز ۸

بر هلال حال من خورشید مهرت چون بتافت
بدر خواهم شد که افزون می شود نورم هنوز ۹

مرده هجرم بوصلم زنده خواهی کرد باز
من درین خاک از برای نفخ آن صورم هنوز ۱۰

منشی دولت مرا منشور وصلت تازه کرد
بر درت موقوف توقیع است منشورم هنوز ۱۱

چون صدف بهر تو دل در سینه پنهان داشتست
سلک نظم چون در و لؤلوی منثورم هنوز ۱۲

سیف فرغانی زبهر من بدست لطف خویش
دوست در نگشاد ومن در بند دستورم هنوز ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - ایا بحسن چو شیرین بملک چون پرویز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.