هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و هجران معشوق سخن می‌گوید. او از زیبایی‌های طبیعت مانند خورشید، ماه، گل و بلبل برای توصیف معشوق استفاده می‌کند و از درد فراق و آرزوی وصال می‌نالد. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند بخت، تقدیر و طبیعت اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.

شماره ۳۱۳ - چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش

چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش
ماه رقاصی کند چون ذره در پیرامنش ۱

از لباس بخت عریانم و گرنه کردمی
دست در آغوش او بی زحمت پیراهنش ۲

دست بختم برفشاند آستین تا ساق عرش
گر بگیرد پای او گردم بسر چون دامنش ۳

نرگس اندر بوستان رخساره او دید و گفت
حال بلبل بین و با گل عمر ضایع کردنش ۴

راستی جز شربت وصلش مرا دارد زیان
گر طبیبم احتما فرماید از غم خوردنش ۵

زآرزوی او همی خواهد که همچون ماهتاب
افتد از بام فلک خورشید اندر روزنش ۶

وصل و هجر دوست می کوشند هریک تا کنند
دست او در گردنم یا خون من در گردنش ۷

با قد و بالای آن مه سرو را ای باغبان
یا بجای خویش بنشان یا ز بستان برکنش ۸

دامن دلهای ما پر خار انده کرد باز
آنکه هر ساعت کند پیراهنی پر گل تنش ۹

گر ملامت گر نداند حال شبهای مرا
زآفتاب روی او چون روز گردد روشنش ۱۰

سیف فرغانی بدو نامه نمی یارد نوشت
ای صبا هر صبحدم می بر سلامی از منش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۲ - آنچه ز تست حال من گفت نمی توانمش
گوهر بعدی:شماره ۳۱۴ - آن دلارامی که آرامی نباشد با منش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.