هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد فراق و هجران سخن میگوید و از دریغ و افسوس نبود یار و وصل معشوق شکایت دارد. شاعر از رنجهای عشق و انتظار برای وصال مینالد و از نبود رحمت و مهر یار گله میکند. او عشق را داروی دردهای خود میداند و از دریغ کردن این دارو توسط معشوق شکایت دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی و عاشقانه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۳۳۴ - ای ترا هرگز نبوده یاری از یاران دریغ
ای ترا هرگز نبوده یاری از یاران دریغ
وصل خود را چند داری از طلب کاران دریغ ۱
غم فرستادی بجانم جان بدل ایثار کرد
یار را هرگز نباشد راحت از یاران دریغ ۲
ما همه بیمار عشق و داروی ما وصل تست
ظلم باشد داشتن دارو ز بیماران دریغ ۳
شمع وصلت کرده روشن روز چندین خفته را
در شب تاریک هجرت مانده بیداران دریغ ۴
خشک شد بی آب وصلت کشت زار عیش ما
تا بکی داری ز کشت خشک ما باران دریغ ۵
من باقبالی برین در دارم آبی ورنه داشت
خاک این درگاه را دولت ز بسیاران دریغ ۶
هرکه بیند با رقیبان مر ترا گوید همی
هستی ای گنج گهر در صحبت ماران دریغ ۷
یار زیبایی ولیکن انده یارانت نیست
دلبری لیکن نداری خوی دلداران دریغ ۸
وصل خود را چند داری از طلب کاران دریغ ۱
غم فرستادی بجانم جان بدل ایثار کرد
یار را هرگز نباشد راحت از یاران دریغ ۲
ما همه بیمار عشق و داروی ما وصل تست
ظلم باشد داشتن دارو ز بیماران دریغ ۳
شمع وصلت کرده روشن روز چندین خفته را
در شب تاریک هجرت مانده بیداران دریغ ۴
خشک شد بی آب وصلت کشت زار عیش ما
تا بکی داری ز کشت خشک ما باران دریغ ۵
من باقبالی برین در دارم آبی ورنه داشت
خاک این درگاه را دولت ز بسیاران دریغ ۶
هرکه بیند با رقیبان مر ترا گوید همی
هستی ای گنج گهر در صحبت ماران دریغ ۷
یار زیبایی ولیکن انده یارانت نیست
دلبری لیکن نداری خوی دلداران دریغ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۳ - نظر کن روی آن دلبر ببین شمع
گوهر بعدی:شماره ۳۳۵ - دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.