خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند نرگس، شراب، گل و ماهتاب، به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. شاعر از معشوق می‌خواهد که نقاب از رخسار بردارد تا زیبایی‌اش جهان را روشن کند. همچنین، او تشنه وصال معشوق است و از او می‌خواهد که با بوسه‌ای سیرابش کند. شعر برتری معشوق را بر همه چیز تأکید می‌کند و عشق به او را تنها مطلوب واقعی می‌داند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۳۹ - ای نرگس تو مست و لب تو شراب رنگ

ای نرگس تو مست و لب تو شراب رنگ
گل در چمن ز روی تو کرد اکتساب رنگ ۱

من تشنه وصال توام لطف کن مرا
سیراب بوسه کن بلبان شراب رنگ ۲

تو رنگ روی خود بنقاب از رهی مپوش
کز روی تو اثر کند اندر نقاب رنگ ۳

گر پرتوی ز روی تو بر آسمان فتد
گیرد ز عکس او چو شفق آفتاب رنگ ۴

چون گل ببوی من همه آفاق خوش شود
گر من چو میوه گیرم از آن ماهتاب رنگ ۵

ما را بتست نسبت و همچون تو نیستیم
گل رنگ دارد و نبود در گلاب رنگ ۶

اجزای خاک و آب چو وارست بعد از آن
دیگر بذات او نگرفت انتساب رنگ ۷

ما را دلی پر آتش سوداست تا ترا
پیراهن از هواست بر اندام آب رنگ ۸

مطلوب عاشقان ز سخن ذوق نام تست
مقصود تشنگان نبود از جلاب رنگ ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۸ - مرا که در تن بی قوتست جانی خشک
گوهر بعدی:شماره ۳۴۰ - ای که در باغ جمالست رخ تو چون گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.