هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از سعدی، بیانگر عشق و وفاداری بی‌قید و شرط شاعر به معشوق است. او با وجود مشکلات و سختی‌ها، عهد خود را با معشوق حفظ می‌کند و خود را گدایی می‌داند که تنها مالش جان است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، احساسات عمیق خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

شماره ۳۷۴ - من تحفه از دل می کنم نزدیک جانان می برم

من تحفه از دل می کنم نزدیک جانان می برم
ور نیز گوید جان بده من بنده فرمان می برم ۱

چون من گدای هیچ کس جز جان ندارم دست رس
معذورم ار پای ملخ نزد سلیمان می برم ۲

من کار عشق دوست را آسان همی پنداشتم
بار گران برداشتم افتان و خیزان می برم ۳

گر تیغ بر رویم زند رو برنگردانم ازو
با دوست عهدی کرده ام لابد بپایان می برم ۴

هرشب بآواز سگان آیم بکوی دلستان
آری ببانگ بلبلان ره سوی بستان می برم ۵

آن دوست پای خویشتن در دامن من می کند
هرگه که بهر فکر او سر در گریبان می برم ۶

تا زد غمش چوگان خود بر اسب میدانی من
من گوی دولت هر زمان از پادشاهان می برم ۷

در حضرت آن دلستان چون سیف فرغانی سخن
گوهر بسوی معدن و لولو بعمان می برم ۸

چون سعدی از روی وفا می گویم ای کان صفا
من دوست می دارم جفا کز دست جانان می برم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷۳ - نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم
گوهر بعدی:شماره ۳۷۵ - گر کسی را حسد آید که ترا می نگرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.