هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فداکارانه شاعر به معشوق است. شاعر از عشق بیپایان خود میگوید که حاضر است برای آن بسوزد و بمیرد. او از زیباییهای معشوق مانند چشمهای دلربا و موهای کافرانهاش یاد میکند و خود را اسیر و غلام این عشق میداند. شاعر با وجود فقر و ناتوانی، عشق خود را حفظ میکند و حاضر به ترک آن نیست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری در عشق و سوختن در راه معشوق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۷۶ - تا نقش تو هست در ضمیرم
تا نقش تو هست در ضمیرم
نقش دگری کجا پذیرم ۱
آن هندوی چشم را غلامم
وآن کافر زلف را اسیرم ۲
چشم تو بغمزه دلاویز
مستیست که می زند بتیرم ۳
ای عشق مناسبت نگه دار
او محتشم است و من فقیرم ۴
صد سال اگر بسوزم از عشق،
واین خود صفتی است ناگزیرم، ۵
باشد چو چراغ حاصلم آن
کآخر چو بسوختم بمیرم ۶
گر عشق بسوزدم عجب نیست
کو آتش تیز و من حریرم ۷
شمعم که بعاقبت درین سوز
هم کشته شوم اگر نمیرم ۸
در گوش نکردم از جوانی
پندی که بداد عقل پیرم ۹
برخاسته ام بدان کزین پس
«بنشینم و صبر پیش گیرم » ۱۰
دل زنده بعشق تست غم نیست
گر من ز محبتت بمیرم ۱۱
نقش دگری کجا پذیرم ۱
آن هندوی چشم را غلامم
وآن کافر زلف را اسیرم ۲
چشم تو بغمزه دلاویز
مستیست که می زند بتیرم ۳
ای عشق مناسبت نگه دار
او محتشم است و من فقیرم ۴
صد سال اگر بسوزم از عشق،
واین خود صفتی است ناگزیرم، ۵
باشد چو چراغ حاصلم آن
کآخر چو بسوختم بمیرم ۶
گر عشق بسوزدم عجب نیست
کو آتش تیز و من حریرم ۷
شمعم که بعاقبت درین سوز
هم کشته شوم اگر نمیرم ۸
در گوش نکردم از جوانی
پندی که بداد عقل پیرم ۹
برخاسته ام بدان کزین پس
«بنشینم و صبر پیش گیرم » ۱۰
دل زنده بعشق تست غم نیست
گر من ز محبتت بمیرم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۵ - گر کسی را حسد آید که ترا می نگرم
گوهر بعدی:شماره ۳۷۷ - ای غم تو روغن چراغ ضمیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.