هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از سیف فرغانی، بیانگر وفاداری و عشق بی‌قید و شرط به معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند غنچه، گل و سگ، نشان می‌دهد که حتی در صورت رنج و محرومیت، از عشق خود دست نمی‌کشد و در کوی معشوق باقی می‌ماند.
رده سنی: 15+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از تصاویر مانند «مثل سگ از گرسنگی بمیریم» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

شماره ۴۱۰ - غنچه چون کرد تبسم سوی صحرا نرویم

غنچه چون کرد تبسم سوی صحرا نرویم
گل بخندی زمانی بتماشا نرویم ۱

مادرین کوی مقیمیم چو اصحاب الکهف
گر کسی سنگ زند همچو سگ از جا نرویم ۲

کوی معشوق و در دوست بهست از همه جای
ما هم اینجا بنشینیم و بصحرا نرویم ۳

ور بنانی نرسیم از در او بر در او
چون سگ از فاقه بمیریم و بدرها نرویم ۴

با دل پر خون چون غنچه بهم آمده ایم
ما ببادی چو گل ای دوست ز هم وانرویم ۵

گر ببستان شدن از ما نپسندی ز آن روی
پرده برگیر و گلستان بنما تا نرویم ۶

بطرب دست بزن بر سر ما پای بکوب
کز سر کوی تو گر سر برود ما نرویم ۷

سیف فرغانی با دوست بگو جور مکن
که بدین مروحه ما از سر حلوا نرویم ۸

وعده دادی به شب وصل (خودو) می ترسیم
که فراموش کنی گر بتقاضا نرویم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰۹ - ای گشته نهان از من پیدات همی جویم
گوهر بعدی:شماره ۴۱۱ - آن دوست که ما ازآن اوییم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.