هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به موضوعات جدایی از معشوق، درد فراق، وابستگی روحی و عاطفی، و ناتوانی در دوری از محبوب میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند ستاره و آسمان، سگ و استخوان، و بلبل و گلستان، عمق احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۳۵ - همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن
همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن
زاجزای جسم باشد پیوند جان بریدن ۱
گیرم که جانم از تن پیوند خود ببرد
پیوند جان زجانان هرگز توان بریدن ۲
قطع مدد همی کرد از زندگانی ما
دشمن که خواست مارا از دوستان بریدن ۳
ازکوی او که برد آمد شد رهی را
سیر ستاره نتوان از آسمان بریدن ۴
چیزی دهم بدشمن تا گوشتم نخاید
سگ را بنان توانند از استخوان بریدن ۵
هر چند بر در او قدر سگی ندارم
چون سگ نمی توانم زین آستان بریدن ۶
گر بر زبان براند جز ذکر دوست عاشق
همچون قلم بباید اورا زبان بریدن ۷
با حسن دوری از وی مشکل بود که بلبل
در وقت گل نخواهد از بوستان بریدن ۸
ای سیف دور بودن از دوست نیست ممکن
بلبل کجا تواند از گلستان بریدن ۹
زاجزای جسم باشد پیوند جان بریدن ۱
گیرم که جانم از تن پیوند خود ببرد
پیوند جان زجانان هرگز توان بریدن ۲
قطع مدد همی کرد از زندگانی ما
دشمن که خواست مارا از دوستان بریدن ۳
ازکوی او که برد آمد شد رهی را
سیر ستاره نتوان از آسمان بریدن ۴
چیزی دهم بدشمن تا گوشتم نخاید
سگ را بنان توانند از استخوان بریدن ۵
هر چند بر در او قدر سگی ندارم
چون سگ نمی توانم زین آستان بریدن ۶
گر بر زبان براند جز ذکر دوست عاشق
همچون قلم بباید اورا زبان بریدن ۷
با حسن دوری از وی مشکل بود که بلبل
در وقت گل نخواهد از بوستان بریدن ۸
ای سیف دور بودن از دوست نیست ممکن
بلبل کجا تواند از گلستان بریدن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدن
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - ای گشته طالع ازرخ تو آفتاب حسن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.