هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد تا با گشودن لبهای شیرین و نشان دادن رخ زیبا، رنج هجران را تسکین دهد. او از عشق و فداکاری سخن میگوید و از معشوق میخواهد تا موانع را از میان بردارد. شعر پر از استعارههای زیبا و احساسات عمیق است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۴۳۸ - بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
بنمای رخ رنگین ناموس قمر بشکن ۱
چون چشم ترم دیدی لب بر لب خشکم نه
آن شربت هجران را تلخی بشکر بشکن ۲
دنیا ز دهان تو مهر از خمشی دارد
آن طرفه غزل برخوان وآن مهر بزر بشکن ۳
گر کان بدخشانرا سنگیست برو رنگی
تو حقه در بگشا سنگش بگهر بشکن ۴
ور نیشکر مصری از قند زند لافی
تو خشک نباتش را زآن شکر تر بشکن ۵
دل گنج زرست او را در بسته همی دارم
دست آن تو زر بستان حکم آن تو در بشکن ۶
در کفه میزانت کعبه چه بود؟ سنگی
ای قبله جان زآن دل ناموس حجر بشکن ۷
هان ای دل اشکسته گردوست خوهد خود را
از بهر رضای او صد بار دگر بشکن ۸
رو بر سر کوی او بنشین و بدست خود
پایی که همی بردت هر سو بسفر بشکن ۹
چون سیف بکوی او باید که درست آیی
خود عشق ترا گوید کز خود چه قدر بشکن ۱۰
بنمای رخ رنگین ناموس قمر بشکن ۱
چون چشم ترم دیدی لب بر لب خشکم نه
آن شربت هجران را تلخی بشکر بشکن ۲
دنیا ز دهان تو مهر از خمشی دارد
آن طرفه غزل برخوان وآن مهر بزر بشکن ۳
گر کان بدخشانرا سنگیست برو رنگی
تو حقه در بگشا سنگش بگهر بشکن ۴
ور نیشکر مصری از قند زند لافی
تو خشک نباتش را زآن شکر تر بشکن ۵
دل گنج زرست او را در بسته همی دارم
دست آن تو زر بستان حکم آن تو در بشکن ۶
در کفه میزانت کعبه چه بود؟ سنگی
ای قبله جان زآن دل ناموس حجر بشکن ۷
هان ای دل اشکسته گردوست خوهد خود را
از بهر رضای او صد بار دگر بشکن ۸
رو بر سر کوی او بنشین و بدست خود
پایی که همی بردت هر سو بسفر بشکن ۹
چون سیف بکوی او باید که درست آیی
خود عشق ترا گوید کز خود چه قدر بشکن ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۷ - ای ایمن آفتاب رخت از زوال حسن
گوهر بعدی:شماره ۴۳۹ - ای دل ار جانان خوهی جان ترک کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.