خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا، به ستایش معشوق و عشق الهی میپردازد. شاعر از نور روی معشوق، آتش عشق، و آب حیات سخن میگوید و عاشقان را به ترک دنیا و رسیدن به معنی حقیقی دعوت میکند. همچنین، بر اهمیت عشق و فداکاری در راه آن تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۱۱ - ای بکویت عاشقان رانور رویت رهنمای
ای بکویت عاشقان رانور رویت رهنمای
همچو شادی دوستان را انده تو دلگشای ۱
خاک درگاه تو چون باد بهاری مشک بوی
آتش عشق تو همچون آب حیوان جان فزای ۲
شور بختی را که با تلخی اندوهت خوشست
دوستی جان شیرین در دلش نگرفت جای ۳
اندرین دوران ناقص جزتو از خوبان کراست
معنیی کامل چودین صورت چودنیا دلربای ۴
گرچه گردون شان نهد در راه تو سربر قدم
بر سر گردون گردان عاشقان بینند پای ۵
از برای زر گدایی کی کند درویش تو
زآنکه زر نزدیک او بی قدر باشد چون گدای ۶
ای که وصل دوست خواهی دشمن خود گرنه یی
ترک عالم کن مخوه جز دوست چیزی از خدای ۷
بر سر خار ریاضت مدتی بنشین ببین
روی معنی دار او اندر گل صورت نمای ۸
نردبان همت اندر زیر پای روح نه
زآنکه دل می گویدت کای جان بعلیین برآی ۹
طایر میمون نخواهدشد زشؤم بخت خویش
جغد را گر سالها در زیر پر گیرد همای ۱۰
سیف فرغانی بخود کس را بر او راه نیست
گر در او می خوهی بیخود بکوی او درآی ۱۱
همچو شادی دوستان را انده تو دلگشای ۱
خاک درگاه تو چون باد بهاری مشک بوی
آتش عشق تو همچون آب حیوان جان فزای ۲
شور بختی را که با تلخی اندوهت خوشست
دوستی جان شیرین در دلش نگرفت جای ۳
اندرین دوران ناقص جزتو از خوبان کراست
معنیی کامل چودین صورت چودنیا دلربای ۴
گرچه گردون شان نهد در راه تو سربر قدم
بر سر گردون گردان عاشقان بینند پای ۵
از برای زر گدایی کی کند درویش تو
زآنکه زر نزدیک او بی قدر باشد چون گدای ۶
ای که وصل دوست خواهی دشمن خود گرنه یی
ترک عالم کن مخوه جز دوست چیزی از خدای ۷
بر سر خار ریاضت مدتی بنشین ببین
روی معنی دار او اندر گل صورت نمای ۸
نردبان همت اندر زیر پای روح نه
زآنکه دل می گویدت کای جان بعلیین برآی ۹
طایر میمون نخواهدشد زشؤم بخت خویش
جغد را گر سالها در زیر پر گیرد همای ۱۰
سیف فرغانی بخود کس را بر او راه نیست
گر در او می خوهی بیخود بکوی او درآی ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۰ - ای توانگر در خود برمن مسکین بگشای
گوهر بعدی:شماره ۵۱۲ - دوست جز دل نمی پذیرد جای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.