هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از سیف فرغانی، به بیان عشق و دلدادگی به معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، از فداکاری و ایثار در راه عشق سخن می‌گوید و برتری معشوق را بر همه چیز تأکید می‌کند. او همچنین از درد فراق و حسرت وصل می‌نالد و عشق را بالاتر از همه‌ی دارایی‌های دنیوی می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه‌ی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارند.

شماره ۵۵۲ - در تن زنده یکی مرده بود زندانی

در تن زنده یکی مرده بود زندانی
دل که او را نبود با تو تعلق جانی ۱

ما برآنیم که تا آب روان در تن ماست
برنگیریم ز خاک در تو پیشانی ۲

هرچه در وصف تو گویند و کنند اندیشه
آن همه دون حق تست و تو برتر زآنی ۳

بدوسه نان که برین سفره خاک آلودست
نتوان کرد سگ کوی ترا مهمانی ۴

نیکوان جای بگیسوی چو عنبر روبند
چون درآید سر زلف تو بمشک افشانی ۵

تو بلب مرهم رنجوری و در حسرت آن
مرد بیمار فراق تو ز بی درمانی ۶

جان بدادیم و برآنیم که حاصل نشود
دولت وصل تو ای دوست بدین آسانی ۷

بر سر خوان وصالت بتناول نرسد
بخت پیر من درویش ز بی دندانی ۸

گرچه آنکس که خرد مثل ترا نفروشد
گر بملک دو جهانت بخرند ارزانی ۹

ورچه مردم طلبند آنچه ندارند ترا
آن گروهند طلب کار که با ایشانی ۱۰

من غلام توام و بنده شدند آزادان
هندوی چشم ترا ای مه ترکستانی ۱۱

هر که جان ترک کند زنده بجانان باشد
چون شود زنده بجانان چه غم از بی جانی ۱۲

سیف فرغانی چندت بتواضع گوید
کبر یکسو نه اگر شاهد درویشانی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۵۱ - ای (که) تو جان جهانی و جهان جانی
گوهر بعدی:شماره ۵۵۳ - کیست درین دور پیر اهل معانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.