هوش مصنوعی:
متن بالا در مورد طبیبی به نام حسین است که در علم طب بسیار ماهر و بدیع است. او از نظر دانش و مهارت قابل مقایسه با جالینوس، حکیم بزرگ، است. حسین فردی نیکنام و شادکام است و به عنوان بندهای شایسته برای شاه خدمت میکند. او به سلامت و تندرستی شاه اهمیت میدهد و مورد اعتماد اوست. حسین فردی خوشصحبت، خوشقلب و دانا در علوم مختلف است. او دروغگو و بهتانزن نیست و در هر حالتی، چه در شوخی و چه در جدی، قابل اعتماد است. او همیشه مورد علاقه شاه است و مهارتهای منحصر به فردی دارد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم ادبی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم استفادهشده نیاز به دانش پایهای از ادبیات و تاریخ دارند.
شمارهٔ ۱۲ - مدح حسین طبیب
مشفق عمرها حسین طبیب
در همه فعلها بدیع و غریب ۱
آنکه در علم طب کند افسوس
بر حکیم بزرگ جالینوس ۲
جد او اصل نیکنامی هاست
هزل او اصل شادکامی هاست ۳
پس به رسمست و نیک شایسته
شاه را بنده ایست بایسته ۴
تندرستی چو در دهان دارد
شه بر او اعتماد جان دارد ۵
نکته گوید بسی چو بازد نرد
اینت زیبا و اینت خوشدل مرد ۶
سیکی هفت و هشت چون بخورد
دست زی عشرت و نشاط برد ۷
اندر آید برنج و بقره بقو
راست گویی که هست جنس لقو ۸
زود یک پای چست بردارد
راه آیم روم به پیش آرد ۹
در همه حال آشکار و نهان
علم ابدان شناسد و ادیان ۱۰
خوش ندیمی ست راست باید گفت
همه علمست آشکار و نهفت ۱۱
عادت او دروغ و بهتان نیست
به گه هزل و جد گران جان نیست ۱۲
گاه و بیگاه چون طبیب شهست
ظاهر و باطنش حبیب شهست ۱۳
پای غوری که او تواند کوفت
خرس هرگز چو او نداند کوفت ۱۴
در همه فعلها بدیع و غریب ۱
آنکه در علم طب کند افسوس
بر حکیم بزرگ جالینوس ۲
جد او اصل نیکنامی هاست
هزل او اصل شادکامی هاست ۳
پس به رسمست و نیک شایسته
شاه را بنده ایست بایسته ۴
تندرستی چو در دهان دارد
شه بر او اعتماد جان دارد ۵
نکته گوید بسی چو بازد نرد
اینت زیبا و اینت خوشدل مرد ۶
سیکی هفت و هشت چون بخورد
دست زی عشرت و نشاط برد ۷
اندر آید برنج و بقره بقو
راست گویی که هست جنس لقو ۸
زود یک پای چست بردارد
راه آیم روم به پیش آرد ۹
در همه حال آشکار و نهان
علم ابدان شناسد و ادیان ۱۰
خوش ندیمی ست راست باید گفت
همه علمست آشکار و نهفت ۱۱
عادت او دروغ و بهتان نیست
به گه هزل و جد گران جان نیست ۱۲
گاه و بیگاه چون طبیب شهست
ظاهر و باطنش حبیب شهست ۱۳
پای غوری که او تواند کوفت
خرس هرگز چو او نداند کوفت ۱۴
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۴
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۱ - مدح ابوالقاسم دبیر
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۳ - در حق خویش گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.