هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از رنج و فرسودگی خود میگوید و بیان میکند که جز زبان، چیزی از او باقی نمانده است. او احساس میکند که در بند گرانی اسیر شده و از پای افتاده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به رنج و فرسودگی ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲ - بر کار به جز زبان نمانده ست مرا
بر کار به جز زبان نمانده ست مرا
در تن گویی که جان نمانده ست مرا ۱
بندیست گران که جان نمانده ست مرا
از پای جز استخوان نمانده ست مرا ۲
در تن گویی که جان نمانده ست مرا ۱
بندیست گران که جان نمانده ست مرا
از پای جز استخوان نمانده ست مرا ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱ - گرچه فلک از پیش برانده ست مرا
گوهر بعدی:شماره ۳ - گر بند کند رای بلند تو مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.