هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد جدایی و عشق نافرجام می‌نالد. او که روزی در آرامش و صلح بود، اکنون درگیر غم و رنج بی‌پایان است. عشق او را از آشیانه‌اش جدا کرده و به دنیای دیگری کشانده است. شاعر از زمانه و تقدیر شکایت دارد و به دنبال تسکین است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، احساسات عمیق و غمگین بیان‌شده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

غزل ۴ - مران به عنف خدا را ز آستانه مرا

مران به عنف خدا را ز آستانه مرا
مکش به تیغ جدایی به هر بهانه مرا ۱

نخست طایر گلزار قدسیان بودیم
محبت تو جدا کرد از آشیانه مرا ۲

مقیم صومعه بودم به عالم لاهوت
کشید عشق به کوی شراب خانه مرا ۳

چه حکمت است که صیاد کارخانه ی غیب
ز زلف و خال تو بنهاد دام و دانه مرا ۴

کرانه می‌کنی از من کجا روا باشد
بکشت محنت این درد بی کرانه مرا ۵

مرا میانه غم بر کرانه می‌مانی
گناه چیست ندانم در این میانه مرا ۶

ز لعل خود به صبوحی خمار من بشکن
که در سر است خمار می شبانه مرا ۷

زمانی ای دل غمدیده با زمانه بساز
زمان زمان بنوازد مگر زمانه مرا ۸

فسون ابن حسامم به توبه می‌خواند
به گوش در نرود هرگز این فسانه مرا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳ - نقاب سنبل تر برشکن تجلّی را
گوهر بعدی:غزل ۵ - ای کعبه ی جان خاک سر کوی تو ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.