هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و عشق و وفاداری بیحد خود را به او ابراز میدارد. شاعر از ویژگیهای معشوق مانند لب شیرین، چشمان دلربا و مهر او سخن میگوید و خود را غلام و بندهی بیقید و شرط او میداند.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی برای درک کامل دارد.
غزل ۱۹ - حقّا که به حسن تو ملک نیست
حقّا که به حسن تو ملک نیست
گفتم به یقین و هیچ شک نیست ۱
شوری ز لب تو در جهان است
کامروز لبی بدان نمک نیست ۲
در خون و رگ من است مهرت
بی مهر تو هیچ خون و رگ نیست ۳
چشمان تو قلب دل شکستند
رو غمزه که حاجت کمک نیست ۴
بی خط و سجل تو را غلامم
حاجت به قباله و به صکّ نیست ۵
در گردن من که گردن من
او را ز غلامی تو فک نیست ۶
چون ابن حسام مبتلایی
در زیر کبودی فلک نیست ۷
گفتم به یقین و هیچ شک نیست ۱
شوری ز لب تو در جهان است
کامروز لبی بدان نمک نیست ۲
در خون و رگ من است مهرت
بی مهر تو هیچ خون و رگ نیست ۳
چشمان تو قلب دل شکستند
رو غمزه که حاجت کمک نیست ۴
بی خط و سجل تو را غلامم
حاجت به قباله و به صکّ نیست ۵
در گردن من که گردن من
او را ز غلامی تو فک نیست ۶
چون ابن حسام مبتلایی
در زیر کبودی فلک نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸ - خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۰ - حسنت که آفتاب تجلی از او گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.