هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و ستایش معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند. او از خیال، چشم، زلف، و دیگر عناصر طبیعی برای توصیف معشوق استفاده می‌کند و درد عشق و محبت را به تصویر می‌کشد. در پایان، شاعر به می‌نوشی و رهایی از توبه اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به می‌نوشی و مفاهیم مشابه ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

غزل ۳۲ - خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست

خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست
خیال کج نرود طین سر خیال پرست ۱

نظر به چشم تو گفتم مگر نظر دارم
خیال چشم تو بر گوشه نظر بنشست ۲

سواد خامه پرگار گردش قمری
چو خورده دهنت نقطه خیال نبست ۳

گرفت غالیه گون سنبل تو دامن گل
کشید زلف تو مه را چو ماهی اندر شست ۴

کدام جان که ز داغ محبت تو نسوخت
کدام دل که به درد جراحت تو نخست ۵

به ناز اگز بنشینی چو گل به پهلوی سرو
بود هر آینه در جنب اعتدال تو پست ۶

ز دست رفتم و هیچم ز دست بر نامد
ز دست رفته خود را چرا نگیری دست ۷

چو دست ها همه در دامن عنایت اوست
بدار دست ملامت ز دامن من مست ۸

کنون که نرگس مخمور جام زر برداشت
بیار باده که ابن حسام توبه شکست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱ - مارا به غیر یاد تو اندر ضمیر نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۳ - دلا بپرس که آن روشنی دیده کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.