هوش مصنوعی: شاعر در این متن از آرزوهای دست‌نیافتنی و ناامیدی‌های خود سخن می‌گوید. او وفاداری، عشق بی‌آلایش، لذت‌های پاک و زیبایی‌های زندگی را طلب می‌کند، اما در نهایت به این نتیجه می‌رسد که هیچ‌یک از این خواسته‌ها برآورده نمی‌شوند. این احساس ناکامی و حسرت در تمام ابیات مشهود است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و نگاه فلسفی به زندگی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، بیان احساسات پیچیده و ناامیدی‌های وجودی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۴۱ - رسم وفا ز یار طلب می کنیم و نیست

رسم وفا ز یار طلب می کنیم و نیست
وز بی وفا کنار طلب می کنیم و نیست ۱

از باغ روزگار گلی تازه بر مراد
بی زخم نوک خار طلب می کنیم و نیست ۲

جامی که بعد ازو ندهد درد سر خمار
در دو روزگار طلب می کنیم و نیست ۳

بویی ز عطر طرّه عنبر فشان یار
از باد نوبهار طلب می کنیم و نیست ۴

سروی به اعتدال قد خوش خرام یار
بر طرف جویبار طلب می کنیم و نیست ۵

صد دیده را ز خاک درش چشم روشنی است
ما نیز از آن غبار طلب می کنیم و نیست ۶

بسیار بارهاست که ابن حسام را
در کوی یار بار طلب می کنیم و نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰ - جعد مشکینت که دل وابسته سودای اوست
گوهر بعدی:غزل ۴۲ - خط تو دایره ماهتاب را بگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.