هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به زیباییهای معشوق و تأثیرات روحانی و عاطفی آن بر عاشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند خال معشوق، ابروی او، و خاک قدمش، به توصیف عشق و تقدس آن پرداخته و تأکید میکند که بهشت واقعی در نزدیکی معشوق است و ارزشی برای بهشت اخروی باقی نمیماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۸ - با خال تو گر مشک به دعوی بنشیند
با خال تو گر مشک به دعوی بنشیند
حقّا که نه بر صورت معنی بنشیند ۱
ابروی تو نگذاشت که اندر خم محراب
یک گوشه نشین از سر تقوی بنشیند ۲
آن را که به نقد از سرکوی تو بهشت است
جیفست که بر نسیه ی عقبی بنشیند ۳
خاک قدمت روشنی چشم ضریرست
بگذار که در دیده ی اعمی بنشیند ۴
شاید که بود روشنی دیده ی مجنون
زان گرد که بر دامن لیلی بنشیند ۵
آن کز سر کوی تو کند میل به فردوس
اولی نکند گرچه به اولی بنشیند ۶
خون جگر ابن حسام است که هر دم
بر رهگذر دیده چو سیلی بنشیند ۷
حقّا که نه بر صورت معنی بنشیند ۱
ابروی تو نگذاشت که اندر خم محراب
یک گوشه نشین از سر تقوی بنشیند ۲
آن را که به نقد از سرکوی تو بهشت است
جیفست که بر نسیه ی عقبی بنشیند ۳
خاک قدمت روشنی چشم ضریرست
بگذار که در دیده ی اعمی بنشیند ۴
شاید که بود روشنی دیده ی مجنون
زان گرد که بر دامن لیلی بنشیند ۵
آن کز سر کوی تو کند میل به فردوس
اولی نکند گرچه به اولی بنشیند ۶
خون جگر ابن حسام است که هر دم
بر رهگذر دیده چو سیلی بنشیند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷ - غمی دارم که وا گفتن نشاید
گوهر بعدی:غزل ۵۹ - باحسن تو مه در صف دعوی ننشیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.