هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از معشوق خود میخواهد که او را به سوی خود جذب کند و از هر چه غیر اوست دورش سازد. او از عشق معشوق سخن میگوید و از تاریکیهای زندگی خود به نور وجود معشوق پناه میبرد. شاعر همچنین به فقر و بینوایی خود اشاره میکند و از معشوق میخواهد که گنج فقر را به او عطا کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۰۲ - مرا به قبله ی روی خود آشنایی بخش
مرا به قبله ی روی خود آشنایی بخش
زهر چه غیر تو باشد مرا جدایی بخش ۱
هوای عشق تو بر سر زد این هوایی را
هوای های هویّت بدین هوایی بخش ۲
ز ظلمت شب یلدای زلف خویش مرا
به نور طلعت رخشنده روشنایی بخش ۳
اگر مراد تو حاصل به بی نوایی ماست
ز گنج فقر مرا گنج بی نوایی بخش ۴
متاع کاسد ابن حسام کان سخن است
به آب تربیتش رونق روایی بخش ۵
زهر چه غیر تو باشد مرا جدایی بخش ۱
هوای عشق تو بر سر زد این هوایی را
هوای های هویّت بدین هوایی بخش ۲
ز ظلمت شب یلدای زلف خویش مرا
به نور طلعت رخشنده روشنایی بخش ۳
اگر مراد تو حاصل به بی نوایی ماست
ز گنج فقر مرا گنج بی نوایی بخش ۴
متاع کاسد ابن حسام کان سخن است
به آب تربیتش رونق روایی بخش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱ - بیا که مجلس انس است و دلستان جان بخش
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳ - دلا چو شیوه ی رندی نمی رود از پیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.