هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و روحانی شاعر است که در آن از دوری معشوق، درد فراق، و امید به وصل سخن می‌گوید. شاعر از شب‌های بی‌قراری، ناله‌های سحرگاهی، و آرزوی دیدار یار می‌گوید و در عین حال، به مضامین عرفانی مانند حریم کعبه و محراب نیز اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاطفی و عرفانی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.

غزل ۱۳۱ - آن کجا شد کز تو گه گه مرحبایی داشتم

آن کجا شد کز تو گه گه مرحبایی داشتم
در حریم کعبه ی کویت صفایی داشتم ۱

دی گذشتی و نکردی التفاتی سوی من
خود نگفتی دردمند مبتلایی داشتم ۲

دوش ز آب دیده و از آتش دل تا سحر
در میان آب و آتش ماجرایی داشتم ۳

ناله ی شبگیر و آه سوزناکم نیم شب
این همه رنج و عنا آخر ز جایی داشتم ۴

خوف گردابست و بیم موج و دریای عمیق
یار کشتیبان نگفتی کاشنایی داشتم ۵

دست و پایی بایدم زد کابم از سر در گذشت
دست و پایی می زنم تا دست و پایی داشتم ۶

ای طبیب دردمندان بر سر بالین من
یک قدم نه کز تو امید دوایی داشتم ۷

معتکف در گوشه ی محراب ابروی تو دوش
تا سحر گه دست حاجت بر دعایی داشتم ۸

بر گلستان جمالت دوش چون ابن حسام
همچو بلبل بر چمن برگ و نوایی داشتم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۰ - دوش با زلفت به هم شوریده حالی داشتیم
گوهر بعدی:غزل ۱۳۲ - زلف آشفته همی تابی و من می تابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.