هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، عمیقاً به معشوق خود ابراز علاقه میکند و بیان میکند که حتی در انتظار دیدن او بودن نیز برایش ارزشمند است. او آرزو میکند که همیشه در جستجوی معشوق باشد و حتی در آخرین لحظات زندگی نیز به یاد او باشد. شاعر از عشق بیحد و مرز خود سخن میگوید و تمایل دارد تا در تمام حالات، حتی پس از مرگ، با معشوق همراه باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و آخرت ممکن است نیاز به بلوغ فکری داشته باشد.
غزل ۱۳۳ - مرا چه قرب که در انتظار روی تو باشم
مرا چه قرب که در انتظار روی تو باشم
همین تمام که بر رهگذار کوی تو باشم ۱
مرا چه حدّ رسیدن بدان وصال همایون
همین بس است که دایم به جست و جوی تو باشم ۲
کنون که جعد سر زلف تو به چنگ نیامد
روا بود که سراسیمه تر ز موی تو باشم ۳
زبان مدام زیاد لب تو شهد نثارست
مگر به وقت شهادت به گفت و گوی تو باشم ۴
در آن نفس که کند جان وداع قالب خاکی
هنوز با دل پر خون در آرزوی تو باشم ۵
به آب دیده گلابی بریز بر کفن من
که تا به روز طهارت به شست و شوی تو باشم ۶
چو چشم ابن حسام از نظر به مرگ ببندند
به چشم دل نگران همچنان به سوی تو باشم ۷
همین تمام که بر رهگذار کوی تو باشم ۱
مرا چه حدّ رسیدن بدان وصال همایون
همین بس است که دایم به جست و جوی تو باشم ۲
کنون که جعد سر زلف تو به چنگ نیامد
روا بود که سراسیمه تر ز موی تو باشم ۳
زبان مدام زیاد لب تو شهد نثارست
مگر به وقت شهادت به گفت و گوی تو باشم ۴
در آن نفس که کند جان وداع قالب خاکی
هنوز با دل پر خون در آرزوی تو باشم ۵
به آب دیده گلابی بریز بر کفن من
که تا به روز طهارت به شست و شوی تو باشم ۶
چو چشم ابن حسام از نظر به مرگ ببندند
به چشم دل نگران همچنان به سوی تو باشم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۲ - زلف آشفته همی تابی و من می تابم
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴ - گفتم از سلسله ی موی تو پرهیز کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.