هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از نگاه به معشوق، گذر از کنار او، شنیدن سخنانش، امید به لب شکرافشانش، بوسه‌هایش، زیبایی چهره‌اش، پریشانی موهایش، نگاه نافذش، و جفاهایش سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر و ابن حسام خود را به خاک پای معشوق تشبیه می‌کنند، مانند سرمه در چشم.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده، و لحن احساسی شعر، آن را برای درک و لذت بردن نوجوانان و بزرگسالان مناسب می‌سازد. کودکان ممکن است در درک این مفاهیم مشکل داشته باشند.

غزل ۱۳۸ - به رویت گر نظر کردیم ، کردیم

به رویت گر نظر کردیم ، کردیم
بکویت گر گذر کردیم ، کردیم ۱

چو گویند از دهانت تنگدستان
سخن گر مختصر کردیم ، کردیم ۲

به امید لب شکر فشانت
تمنّا شکر کردیم ، کردیم ۳

لبت در بوسه گر کامم روا کرد
تقاضای دگر کردیم ، کردیم ۴

به رویت کان تماشاگاه جانست
تماشایی اگر کردیم ، کردیم ۵

ز سودای پریشانی زلفت
صبا را گر خبر کردیم ، کردیم ۶

به پیش ناوک دلدوز چشمت
اگر جان را سپر کردیم ، کردیم ۷

جفای روی خوبت گر حوالت
به دوران قمر کردیم ، کردیم ۸

من و ابن حسام از خاک پایت
چو سرمه در بصر کردیم ، کردیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۷ - بس که یاد آن لب و دندان چون دُر می کنم
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹ - چو زلف خود فرو مگذار کارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.