هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای خود میگوید و بیان میکند که کسی که خود درد را تجربه نکرده، نمیتواند درد او را درک کند. او از بیتوجهی دیگران به رنجهایش گلایه میکند و تأکید میکند که تا زمانی که فردی خود درد را تجربه نکند، نمیتواند به درد او برسد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، موضوعات درد و رنج مطرح شده در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
غزل ۱۶۹ - تو را که درد نباشد به درد من نرسی
تو را که درد نباشد به درد من نرسی
به اشک سرخ و به رخسار زرد من نرسی ۱
تو گرم و سرد جهان چون ندیده ای چه عجب
اگر به سوز دل و آه سرد من نرسی ۲
ز گرد چهره ی من آستین دریغ مدار
کز آستانه چو رفتم به گرد من نرسی ۳
بخورد خاک درت روی خاک خورده من
چرا به غور رخ خاک خورد من نرسی ۴
خبر نداری از اندوه و درد ابن حسام
به درد من نرسی تا به درد من نرسی ۵
به اشک سرخ و به رخسار زرد من نرسی ۱
تو گرم و سرد جهان چون ندیده ای چه عجب
اگر به سوز دل و آه سرد من نرسی ۲
ز گرد چهره ی من آستین دریغ مدار
کز آستانه چو رفتم به گرد من نرسی ۳
بخورد خاک درت روی خاک خورده من
چرا به غور رخ خاک خورد من نرسی ۴
خبر نداری از اندوه و درد ابن حسام
به درد من نرسی تا به درد من نرسی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۸ - بت گلعذار اگر ز ره کرمی بما گذری کنی
گوهر بعدی:غزل ۱۷۰ - مباد دیده روشن چو در نظر تو نباشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.