هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش و مدح یک شخصیت قدرتمند (احتمالاً یک پادشاه یا حاکم) میپردازد. او از تأثیرات مثبت این شخصیت بر جامعه، دشمنانش و حتی طبیعت سخن میگوید. همچنین، شاعر از ضعف و ناتوانی خود در برابر عظمت این شخصیت و آرزویش برای خدمت به او صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن به دلیل استفاده از زبان و اصطلاحات پیچیدهٔ شعر کلاسیک فارسی و مفاهیم عمیق عرفانی و سیاسی، برای مخاطبان با سنین پایینتر ممکن است قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند قدرت، دشمنی و خدمتگزاری نیاز به درک و تجربهٔ بیشتری از زندگی دارند.
شمارهٔ ۷۲ - در مدح اتسز
تویی ، شها ، که بتو چرخ را نیاز آید
ببارگاه تو اقبال در نماز آید ۱
زطبع دشمن جاهت سموم غم خیزد
ز رشح خدمت صدرت نسیم ناز آید ۲
ز عون تیغ تو ملت بانتظام رسد
ز حسن سعی تو دول در اهتزاز آید ۳
مجاز گشت در ایام کار دشمن تو
وگر طلب کندش عکس هم مجاز آید ۴
مگر که سالب کلی شدست کار عدوت؟
که عین سالب کلی بعکس باز آید ۵
خدایگانا ، من بازگشتم از خدمت
حرام چه ضرورت بود چو آز آید؟ ۶
مرا ، شها، چو تو عزم ره دراز کنی
ز عاجزی بدل اندیشهٔ دراز آید ۷
تنم در آب دو دیده شود فسرده و لیک
دلم در آتش اندوه در گداز آید ۸
منم چو صعوه بعحز و تو بازی و هرگز
که دید صعوه کزو اقتدار باز آید؟ ۹
بسا که پیر کند دور چرخ ، تا ناگاه
بدست چرخ جوانی چو من فراز آید ۱۰
روا بود که چو من کس برای عصمت جان
ز صحن مهلکه در حصن احتزاز آید؟ ۱۱
تویی ، شها ، که هزاران هزار مثل مرا
ز یک اشارت جاه تو برگ و ساز آید ۱۲
ز تو سزد که چو من بنده ای بخدمت تو
برهنه روز زمستان بتر که تاز آید؟ ۱۳
ببارگاه تو اقبال در نماز آید ۱
زطبع دشمن جاهت سموم غم خیزد
ز رشح خدمت صدرت نسیم ناز آید ۲
ز عون تیغ تو ملت بانتظام رسد
ز حسن سعی تو دول در اهتزاز آید ۳
مجاز گشت در ایام کار دشمن تو
وگر طلب کندش عکس هم مجاز آید ۴
مگر که سالب کلی شدست کار عدوت؟
که عین سالب کلی بعکس باز آید ۵
خدایگانا ، من بازگشتم از خدمت
حرام چه ضرورت بود چو آز آید؟ ۶
مرا ، شها، چو تو عزم ره دراز کنی
ز عاجزی بدل اندیشهٔ دراز آید ۷
تنم در آب دو دیده شود فسرده و لیک
دلم در آتش اندوه در گداز آید ۸
منم چو صعوه بعحز و تو بازی و هرگز
که دید صعوه کزو اقتدار باز آید؟ ۹
بسا که پیر کند دور چرخ ، تا ناگاه
بدست چرخ جوانی چو من فراز آید ۱۰
روا بود که چو من کس برای عصمت جان
ز صحن مهلکه در حصن احتزاز آید؟ ۱۱
تویی ، شها ، که هزاران هزار مثل مرا
ز یک اشارت جاه تو برگ و ساز آید ۱۲
ز تو سزد که چو من بنده ای بخدمت تو
برهنه روز زمستان بتر که تاز آید؟ ۱۳
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۳
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۷۱ - در مدح شمسالدین وزیر
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷۳ - در ستایش مجد الدین علی بن جعفر رئیس شرق صدر خراسان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.